تبليغاتX
خریداره حرف حساب(حمايت رسمي از ميرحسين )
حماسه در راه است(ميرحسين موسوي)
دومین سایت حامیان میر حسین موسوی طی روزهای آینده فعالیت خود را آغاز خواهد کرد .
خبرنگار تریبون مطلع شد ، بعد از آغاز بکار سایت کلمه در روزهای گذشته حامیان میرحسین موسوی در صدد آن هستند تا در روزهای آینده فعالیت رسمی دومین سایت خبری خود را آغاز کنند.
دومین سایت خبری تحلیلی حامیان میر حسین با نام “بنیان نیوز” در فضای مجازی آغاز بکار خواهد کرد و قرار است این سایت بیشتر به مسایل خبری تحلیلی بپردازد .
گفتنی است فعالیت رسمی سایت حامیان میرحسین موسوی با گسترش فعالیت گروه‌های‌ آنلاین همسو با مواضع این تشکل در سایت‌های شبکه‌سازی اجتماعی همانند کلوب دات کام همراه شده است.
سیدعلیرضا بهشتی، قربان بهزادیان‌نژاد، غلامرضا ظریفیان، جمشید انصاری، حمزه غالبی، مجتبی امیری، عباس منوچهری، محمدرضا تاجیک و محمد باقریان، اعضای شورای مرکزی ۹ نفره جمعیت توحید و تعاون هستند.

+ نوشته شده در  هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:37  توسط علی | 
/8/گزارش کامل از سخنان موسوی در جمع پرتعداد و پرشور دانشجویان و خبرنگاران کرمانشاه

میرحسین: امید، امید، امید،این است نیاز امروز/ مردم، سرنوشت خود را با صدقه عوض نمی کنند

قلم - نخست وزیر دوران دفاع مقدس با حضور در دانشگاه آزاد کرمانشاه در یک نشست مطبوعاتی - دانشجویی، شرکت و تاکید کرد که اولین کار در دولت آینده، برگشت به عقلانیت است.

به گزارش خبرنگار اعزامی قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه جهان امروز علی رغم وجود ایدیولوژی های مختلف در زمینه اداره کشورها چارچوب ها و موازینی دارد که باید از آنها به درستی استفاده شود بیان کرد که برنامه ریزی، ‌ثبات در مدیریت و ثبات در سیاست ها از جمله این موازین است.

میرحسین، ایجاد امید برای ملت را از جمله همین موازین خواند و گفت که امید چیزی است که ما در کشور نداریم.

وی با تاکید بر کلمه «امید» و تکرار سه باره آن ادامه داد: امید، امید، امید برای نسل جوان و برای کل ملت ما بسیار مهم است و باید به آن توجه شود.

در این لحظات دانشجویان میرحسین موسوی را با شعارهای «موسوی دوستت داریم»، «موسوی موسوی حمایتت می کنیم»، مورد تشویق و حمایت قرار دادند.

موسوی همچنین با اشاره به اهمیت تنش زدایی در سیاست خارجی گفت: تنش زدایی در سیاست خارجی برای اینکه آرامش داشته باشیم، بسیار مهم است زیرا در فضای آشفته و پر از ناامنی فکری نمی توانیم به سازندگی کشور خود بپردازیم و باید یک رابطه درست و عمیق با جهان توام با پایبندی به اصول داشته باشیم و من این کار را خواهم کرد.

در ادامه این جلسه که یک تجربه جدید محسوب می شود و خبرنگاران در جمع دانشجویان سوالات خود را بیان می کنند، درباره حمایت هاشمی رفسنجانی از میرحسین موسوی سوالی مطرح شد.

وی در پاسخ به این پرسش گفت: برادر عزیزم آقای هاشمی رفسنجانی از یاران امام (ره) بودند و از یاران رهبری و از اشخاص برجسته نظام هستند که در این کشور خدمات زیادی کرده اند.

موسوی گفت: شاید کسی هم باشد که با این سیاست ایشان (هاشمی رفسنجانی) موافق نباشد اما  حمایت ایشان از بنده موجب افتخار من است.

وی افزود: هر کس از جمله برادران عزیزم آقایان هاشمی و خاتمی و دیگر بزرگان می توانند از تغییر برای ایجاد دولت امید حمایت کنند که من استقبال می کنم.

وی با اشاره به سابقه فعالیت های خود، تاکید کرد که در یک قشر و یک جناح محدود نمی شود و حمایت هایی گسترده در طیف های مختلف از او وجود دارد.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس که جملات و سخنانش با حمایت دانشجویان و تشویق های آنها همراه بود، در ابتدای سخنانش، دانشجویان را عزتمند خواند و توضیح داد که دانشجویان عزتمند هستند زیرا نمی شود رای آنها را با پول و امکانات مادی خرید.

وی افزود: ملت ما و مردم کرمانشاه عزیز هستند و حاضر نیستند سرنوشت خود را با پول توی جیبی و صدقه عوض کنند. اگر هم چیزی به مردم داده می شود، حق آنهاست و منتی بر آنها نیست.

در ادامه این جلسه، نماینده تشکل دانشجویی «انتظار»، دیدگاه موسوی را درباره حقوق شهروندی با توجه به تنوع قومی کشور مورد سوال قرار داد.

موسوی با اشاره به اینکه دو نگاه به تنوع قومی در کشور وجود دارد، گفت: یک نگاه، نگاه تهدید و دیگری نگاه فرصت است. کشور ما را متشکل از فرهنگ های گوناگون و رنگارنگ است و البته معنای این حرف این نیست که ما در کشور وحدت نداریم؛ من به این تکثر و تنوع به چشم یک فرصت نگاه می کنم.

وی گفت: هر مسوولی در کشور ما باید خود را یک ایرانی بداند، این حرف بدان معنی است که ایران، استان های مختلف، زبان ها، قومیت ها و سلیقه ها و قشرهای گوناگون دارد و فردی که در مسوولیتی قرار می گیرد باید برای پذیرش این مسایل یک آغوش باز داشته باشد.

از میرحسین موسوی سوال شد که چقدر از ظرفیت قومیت ها استفاده خواهد کرد؟

وی پاسخ داد: در کرمانشاه یک نوع مدارا بین قومیت های مختلف وجود دارد که نمونه این مساله را در استان گلستان می بینیم و این می تواند یک نمونه و مورد توجه در سراسر کشور باشد. این نشاندهنده رشد و همزیستی مردم است.

موسوی افزود: مردم این منطقه در زمان جنگ بیشترین زحمت را در کنار رزمندگان ما می کشیدند و مرزداران دلیر ما دچار مشکلات و سختی های فراوان بودند و در همان زمان من صریحا و به طور رسمی عنوان کردم که هیچ کسی نمی تواند در مورد شهروند بودن مرزداران تردید کند و اگر چنین کند، خلاف قانون اساسی عمل کرده است.

وی با خواندن قسمت هایی از بخشنامه ای در سال 67 مبنی بر احترام به اقلیت ها اظهار کرد: هرکس که شهروند این نظام است از حقوق برابر با دیگران برخوردار است و نظام باید به طور برابر با همه آنها برخورد کند و در چنین فضایی است که شادی، مهر و عشق و محبت خواهیم داشت نه کدورت و کینه. من در زمان جنگ بر این عقیده بودم و الان نیز هستم.

موسوی در پاسخ به پرسش دیگری درباره بحث نحوه توزیع عادلانه ثروت در جامعه تاکید کرد: توزیع عادلانه ثروت در شرایطی که بیکاری، تورم و مشکلات فراوان وجود دارد، امکان پذیر نخواهد بود. نرخ تورم در کشور بالای 25 درصد است که این در حقیقت مالکیتی است که از فقرا گرفته می شود.

وی ادامه داد: در شرایطی که نرخ تورم و بیکاری اینقدر بالاست و به طور مثال نرخ بیکاری در کرمانشاه حدود 30 درصد است، طبیعی است که بحث توزیع عادلانه ثروت نمی تواند امکان پذیر باشد.

موسوی، گام اول در تحقق توزیع عادلانه ثروت در جامعه را توسعه تولید و فربه کردن طبقات میانی جامعه عنوان کرد و افزود: ادعای ریشه کنی فقر بدون ارائه راهی اصولی برای اداره کشور پایه علمی ندارد.

وی مشکل موجود را عدم ثبات در سیاست ها و مدیریت ها خواند و بیان کرد: این مشکل چنین نمود پیدا کرده است که در عرض سه سال، چندین مدیر در بانک مرکزی عوض کرده ایم، در حالی که در جهان پیشرفته، مدیران در چنین سطحی گاهی تا 15 سال ثابت هستند.

موسوی، راه را در برگشت به سیاست های عقلانی دانست و یادآور شد که اگر این راه را انتخاب کردیم، مشکلات حل خواهد شد وگرنه مجبور خواهیم شد از طریق اقتصاد صدقه ای کشور را اداره کنیم.

به گزارش خبرنگار اعزامی قلم نیوز، در ادامه نشست مطبوعاتی- دانشجویی مهندس میرحسین موسوی در سالن تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه، یکی از دانشجویان پرسید: آیا ارتباط با کشورهایی مانند کومور، جیبوتی و زنگبار اعتبار ما را تامین می کند یا ارتباط با کشورهای توسعه یافته؟

موسوی پاسخ داد: مشکل ما این نیست که با این کشورها ارتباط داریم زیرا هرکدام از این کشورها، ممکن است یک رای در سازمان ملل داشته باشند؛ مشکل ما در این است که رابطه خارجی ما ضابطه مند، همه جانبه و تابع برنامه و مبتنی بر عقلانیت نیست بلکه همراه با ریسک هایی بالاست که برای کشور ما هزینه های زیادی دارد.

وی با بیان اینکه پرسش جدی، این است که کشور ما در میان این همه ملت های جهان چند دوست و هم پیمان دارد؟ افزود: چرا نمی توانیم با همه جهان تعامل درستی داشته باشیم؟ چرا ضدیت را علیه خود بر می انگیزیم؟

موسوی در ادامه گفت: به طور مثال به اجلاس اخیر در سوییس اشاره می کنم. همه مخالف آن هستند که به نماینده و رییس جمهور کشور ما توهین شود اما سوال این است که آیا لازم است رفتار و نوع صحبت کردن ما به گونه ای باشد که به نظام و ملت ما توهین شود؟ پاسخ من "نه" است.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در پاسخ به پرسشی درباره امنیت مرزهای غربی کشور، به حمله تروریستی جمعه شب به پاسگاه نیروی انتظامی روانسر اشاره و اظهار کرد: جا دارد از مرزداران غیوری که از منافع ما دفاع و خون پاک خود را نثار کرده اند، یاد کنم و به آنها درود و سلام بفرستم.

وی ادامه داد: این واقعه اولین حادثه از این دست در این منطقه نیست و کرمانشاه همواره کمک ملت و حافظ منافع ملی ما بوده است. یک نظام مستقر همراه با قانون اساسی می تواند و باید آزادی ها را بربتابد اما طبیعی است که با برخوردهای مسلحانه برخورد قاطع و محکم کند زیرا امنیت مردم بسیار مهم است.

موسوی اضافه کرد: کسانی که به نیابت از آمریکا مرزداران و نیروهای ما را شهید می کنند، دشمنان نظام ما هستند و طبیعی است که نظام ما با آنها انقلابی برخورد کند.

در ادامه این جلسه پرسشی درباره نحوه برخورد دولت احتمالی آینده مهندس موسوی با روشنفکران و آزادی اندیشه مطرح شد.

موسوی پاسخ داد: شعار من «ایران پیشرفته با قانون، عدالت و آزادی» است و راه درست همین است؛ آزادی در چارچوب قانون باید حمایت شود. آزادی اندیشه، زیاد بودن کتاب ها و کالاهای فرهنگی مناسب در کشور به نفع ماست و در مقابل نگهداشتن کتاب ها برای ورشکست کردن کتاب فروشی ها و تلاش در جهت بسته شدن در ریزش انتشاراتی، نشانه خطر و به ضرر کشور است.

وی ادامه داد: با آزادی فکر، کتاب، اندیشه و اقبال از کالاهای فرهنگی می توان با نادانی و جهل برخورد کرد و اگر از کالاهای فرهنگی اقبال نکنید، کالاهای زیرزمینی جایگزین آن خواهد شد.

وی تاکید کرد که فضای دانشجویی می تواند در این زمینه بسیار موثر باشد تا «حاکمیت با نادانی» را در کشور شاهد نباشیم.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، یکی از خبرنگاران با اشاره به برگزاری اجلاس سران در نیویورک در شهریور امسال، این پرسش را مطرح کرد که اگر شما رییس جمهور شوید و شرایط مساعدی در آن اجلاس پیش بیاید و آقای اوباما حضور داشته باشند، آیا آمادگی دارید با ایشان ملاقات کنید و دست بدهید؟

میرحسین موسوی در پاسخ اظهار کرد: زمانی در کشور ما برای ملاقات با رییس جمهور آمریکا و ارتباط با این کشور تابویی وجود داشت که در دولت نهم شکسته شد و حتی امروز نامه نگاری هم می کنیم، نامه تبریک هم می فرستیم و همه این ها به حساب نظام گذاشته شده است و این یعنی از طریق دولت نهم، باب مذاکره باز شده است.

وی در ادامه گفت: اگر شرایط مساعدی پیش بیاید از هر آنچه به نفع منافع ملی ما باشد، استقبال می کنم اما با یک تحلیل درست.

موسوی با بیان اینکه یکی از مهمترین کارهای دستگاه دیپلماسی کشور این است که هزینه و فایده هر حرکت خارجی کشور را بسنجد و رقبای ما هم همین طور هستند، ادامه داد: فرض کنیم آمریکا که یک کشور عظیم است زمانی که می خواهد با ما ارتباط داشته باشد یا برخوردی کند، غیر از این که تمام نظام مشورتی خود را به کار می گیرد، با اروپا و حتی با چین و روسیه هماهنگی می کند. متاسفانه ما هیچ کدام از این مراحل را نداریم و یک شخص تصمیم می گیرد، یک شخص نامه می نویسد و یک شخص انتظار پرسش دارد و این طور ضرر می کنیم.

آخرین نخست وزیر، از یاد بردن اهمیت مشورت در جامعه را یک ضایعه برای کشور دانست و تصریح کرد: یکی از مشکلات کشور ما این است که اهمیت مشورت و دستگاه های مشورتی در کشور را از یاد برده ایم.

وی خطاب به دولت نهم و هر دولت دیگری توصیه کرد که از کارشناسان برجسته کشور استفاده کنند.

موسوی در پایان بیان کرد: ما تعداد زیادی کارشناس در زمینه های مختلف داریم و بیش از هزار اقتصاددان در دانشگاه های ما وجود دارد اما چه استفاده ای از این ظرفیت ها می کنیم؟ از همین دانشگاه آزاد چه استفاده ای می کنیم؟/

+ نوشته شده در  هشتم اردیبهشت 1388ساعت 21:11  توسط علی | 
میرحسین موسوی خامنه‌ (زاده ۷ مهرماه ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار ایرانی، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران بوده‌است. وی آخرین نخست وزیر ایران است که پس از مرگ آیت‌الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت و عمده فعالیت خود را در فرهنگستان هنر متمرکز کرد.[۱]وی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی آن زمان(دانشگاه شهید بهشتی کنونی)در رشته معماری کارشناسی ارشد دریافت نموده و از سال ۱۳۵۸ تا کنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است. مهندس میر حسین موسوی در طول سال‌های حضور خود در عرصه سیاست به عنوان نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و... به فعالیت پرداخت اما از سال ۱۳۷۷ با بر عهده گرفتن ریاست فرهنگستان هنر به فعالیت در این حوزه مشغول شد.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

تحصیلات

  • مطالعه معماری سنتی / تخصص هنری: اصول اربعهٔ معماری سنتی، طرح مساجد

فعالیت‌های هنری

کارهای هنری او بخصوص در زمینه نقاشی دارای کارهای برجسته‌ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده‌است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است.


عضویت‌ در نهادهای حکومتی

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام. اعضای این دو نهاد حکومتی را رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب می کند.

فعالیت‌های علمی و هنری

- شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی: برای مثال، در تالار قندریز موزهٔ هنرهای معاصر، نگارخانهٔ نیاوران و...

- طراحی صحن جدید امام خمینی در حرم حضرت فاطمه معصومه(س) در قم.

- طراحی طرح جامع دانشگاه شاهد

- طراحی گلستان شهدای اصفهان

- طراحی بنای یادبود شهید خرازی

- طراحی مجموعه فرهنگی - تجاری بین الحرمین در شیراز

- طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری

- طراحی مرکز مطالعات استراتژیک

- طراحی مجموعهٔ کانون توحید، تهران

- طراحی سازمان مرکزی آب و فاضلاب

- طراحی بنای یادبود شهدای هفتم تیر

سوابق شغلی


کابینه‌ی اول میر حسین موسوی - سالهای ۶۰-۶۴
ردیف وزیر وزارت‌خانه ردیف وزیر وزارت‌خانه
۱ پرورش آموزش‌وپرورش ۱۲ نژادحسینیان راه
۲ نبوی پست ۱۳ محسن رفیقدوست سپاه
۳ ری شهری اطلاعات ۱۴ هاشمی صنایع
۴ نمازی دارایی ۱۵ نجفی علوم
۵ ولایتی امورخارجه ۱۶ معادیخواه ارشاد
۶ عسگراولادی بازرگانی ۱۷ توکلی کار
۷ منافی بهداشت ۱۸ نیک روش کشور
۸ تشکیل نشده بود تعاون ۱۹ گنابادی مسکن
۹ سلامتی کشاورزی ۲۰ محمد غرضی نفت
۱۰ اصغری دادگستری ۲۱ غفوری فرد نیرو
۱۱ محمد سلیمی دفاع ۲۲ بهزاد نبوی وزیر مشاور در امور اجرایی



کابینه دوم میر حسین موسوی - سالهای ۶۴-۶۸
ردیف وزیر وزارت‌خانه ردیف وزیر وزارت‌خانه
۱ اکرمی آموزش‌وپرورش ۱۲ سعیدی کیا راه
۲ غرضی پست ۱۳ رفیقدوست سپاه
۳ ری شهری اطلاعات ۱۴ نبوی صنایع سنگین
۴ نمازی دارایی ۱۵ فرهادی آموزش عالی
۵ ولایتی امورخارجه ۱۶ خاتمی ارشاد
۶ عابدی جعفری بازرگانی ۱۷ سرحدی زاده کار
۷ مرندی بهداشت ۱۸ نوری کشور
۸ تشکیل نشده بود تعاون ۱۹ کازرونی مسکن
۹ زالی کشاورزی ۲۰ آقازاده نفت
۱۰ حبیبی دادگستری ۲۱ بانکی نیرو
۱۱ جلالی دفاع ۲۲ نامدار زنگنه جهاد


انتخابات ریاست جمهوری هفتم و نهم

مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه‌ای، به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده‌است. با نزدیک شدن به انتخابات دوم خرداد، اصلاح طلبان امروزی به فکر حضوری بزرگ در انتخابات افتادند. به همین دلیل بلافاصله سران جناح چپ به سراغ میر حسین موسوی رفتند.

رایزنی‌های ایشان با کارشناسان سیاسی ادامه داشت و امیدواری نزد جناح مذکور به بالاترین حد خود رسیده بود (که حتی روزنامهٔ سلام، موسوی را نامزد جناح چپ معرفی کرد)، که ناگهان در پاییـز ۷۵موسوی با انتشار بیانیه‌ای انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، که در این ارتباط نقل می‌شود که وی چند روز قبل ازانتشار آن بیانیه، با دوستان صمیمی خود مشورت‌های آخر را انجام داده و همان مشاوره ایشان را منصرف می‌کند.و بعد از آن به دنبال جانشین موسوی به سراغ خاتمی کم شهرت آن زمان می‌روند که وقت بسیار کمی برای جناحی که از حاکمیت خارج بود و باید به طور گسترده تبلیغات می‌کرد، ایجاد شده بود و ازآن طرف هم کمبود امکانات مالی و نداشتن رسانهٔ فراگیر (به جز روزنامه سلام که در سال ۷۸ توقیف شد)، همه را به پیش بینی شکست نمایندهٔ کم شهرت (به نسبت موسوی) جناح چپ، سوق می‌داد که شکست بزرگ جناح راست که قصد یک دست کردن حاکمیت را داشتند، را باعث شد. همین حکایت دعوت گسترده از مهندس موسوی در انتخابات ۸۴ هم تکرار شد که باز هم مهندس موسوی از نامزدی سر باز زد و از حضور ملت ایران عذر خواست.[۲]

انتخابات ریاست جمهوری دهم

مهندس موسوی کاندیدای اصلاح طلبان در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است که پس از بیست سال سکوت و کناره گیری از ورود به عرصه، در ۲۰ اسفند ۸۷ و پس از مدتها اما و اگر، با انتشار بیانیه‌ای رسماً اعلام کاندیداتوری کرد.[۳] محمد خاتمی در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ با انتشار بیانیه‌ای به طور رسمی از نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری خرداد هشتاد و هشت به نفع او انصراف داد و عرصه را به میرحسین موسوی سپرد.[۴] جمعیت توحید و تعاون که اعضای ان از نزدیکان موسوی و خاتمی هستند در آستانه انتخابات ششمین مجمع خود را برگزار کرده‌اند. سایت کلمه نیز توسط این جمعیت راه اندازی شده که وبسایت رسمی موسوی شناخته می‌شود.[۵][۶]

تاکنون اکثر احزاب اصلاح‌طلب مانند جبهه مشارکت ایران اسلامی[۷]، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی[۸]، مجمع روحانیون مبارز[۹]، حزب کارگزاران سازندگی[۱۰]،حزب اسلامی کار[۱۱]، حزب همبستگی[۱۲]، مجمع زنان اصلاح‌طلب[۱۳]جمعیت زنان جمهوری اسلامی، انجمن روزنامه‌نگاران زن و احزاب دیگر و همچنین شورای هماهنگی جبهه اصلاحات[۱۴] از او حمایت کرده‌اند.

برخی از وعده‌های انتخاباتی او تاکنون چنین بوده است:

جمع کردن گشت‌های ارشاد - آزاد و قانونی شدن تلویزیون خصوصی - بازگرداندن سازمان برنامه به جایگاه پیشین - مقابله با قانون‌شکنی در نظام اجرایی - هدایت نظام اقتصادی کشور در مسیر سرمایه‌گذاری، کارآفرینی، ایجاد اشتغال و کارآمدی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:56  توسط علی | 
سلام دوستان عزیز و خوب میخواستم درباره یه مطلبی بنویسم دیدم اول یک کم توضیح بدم بد نیست شاید اون ادمهایی که زود جوشی میشن منطقی تر فکر کنند

فکر کنید یکی بیاد به شما بگه چون یه شهری مردم لباس ندارند باید تو از جیب خودت پول لباس اونا رو بدی در حالی که خودت هم تو پول لباس بچه هات موندی شما باشید خداییش چه حالی بهتون دست میده تازه زور هم بگن اجبار هم کنند؟

الان تو اسکله بندر رجایی همچین حالتی است میگن چون فلسطینیها با اسراییل تو جنگ هستند(تو اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی)به شرکتهای تو اسکله فشار اوردن که مجانی بار های برنجی رو که خودمون نداریم بخوریم داریم نون زاغارت میخوریم رو بار گیری وسوار کنید اخه یکی نیست بگه بابا اینا کارشون اینه اگه پول نگیرن برن پوست کونشون رو بخورن؟

کمک هم مگه اجباری میشه از جیب خلیفه میبخشید؟بعد حالا کجا بارگیری میشه کشور های اروپایی؟؟؟؟ من موندم اخه چه ربطی به اروپا داره فلسطین؟

بابا از این راه دارن مال مردم رو غارت میکنند یکی نیست جواب بده !

میخوام به این روزای عزیز قسمتون بدم شما این کارا رو قبول دارید مال مردم خوری از این واضح تر دیدید بگید ما هم ببینیم

+ نوشته شده در  چهاردهم دی 1387ساعت 20:37  توسط علی | 
شاید شنیده باشید که ترکمنستان هر بلایی که دوست داره سر صادرات گاز به ایران سر ما میاره واقعا" مسخره نیست ما دومین کشور دارنده گاز دردنیا هستیم بعد این تر کمنیهای (تاجیک) برای ما تاقچه بالا میزارن می دونید که به این چی  میگن :{ اقتدار ملی} واقعا" ما باید به این ابهت که تو دنیا داریم (که حتی این ترکمنیهایی که تو کشورشون ساختمون ۷طبقه ندارند )افتخار کنیم .بعد بلند شدیم برای امریکا سرصدا میکنیم که تمام کشورهای دنیا حالشون از امریکابهم میخوره ؟

من موندم این رییس جمهور ابله ما خیال کرده ما واقعا" در ناز و نعمت هستیم که هی به اینو اون میپره زور که نداریم ٫پول داریم ولی مال خودشونه و فک و فامیلاشون؟ اقتصادم که به میوه فروشی سر کوچه پرزیدنت احمدی نژاد خالصه میشه بعد دلش به حال امریکاییها میسوزه که از بس چاقا" کونشون تو شلوار شون جا نمیشه میرن تیپ بگ رو درست میکنند. بابا یکی نیست بگه چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است

 

+ نوشته شده در  چهاردهم دی 1387ساعت 20:6  توسط علی | 
سیاست روند و انجام تصمیم گیری‌ها برای گروه هاست. البته این واژه معمولاً در پیوند با حکومت‌ها و کشورها بکار می‌رود، ولی رفتار سیاسی در نهادهای سازمانی، دانشگاهی، دینی و دیگر نهادها نیز مشاهده می‌شود.
بنا به تعریف فرهنگِ معین سیاست یا خط‌مشی، عبارتست از «خط سیر و راهی که انسان پیش‌رو دارد». این کلمه در ریشهٔ عربی به معنی «رام کردن اسب» است. سیاست را سایر فرهنگ‌نامه‌های انگلیسی زبان در تعابیری مانند برنامه، شیوهٔ عمل، اصول و قواعدی اساسی، اصول راهنما و... نیز بکار برده‌اند. در تعریف این متن که در تعبیر مدیریت دولتی از سیاست جای می‌گیرد، سیاست «برنامه و یا دستورالعملِ در حال اجرا و یا تجویز شده از سوی مراجع صاحب صلاحیت» دانسته می‌شود. سیاست‌های عمومی نیز «اصولی هستند که به‌وسیلهٔ مراجع ذی‌صلاح در کشور وضع شده‌اند و به‌عنوان یک الگو و راهنما، اقدامات و فعالیت‌های لازم در جامعه را راهبری می‌کنند». سیاست‌گذاری نیز فرایند تعامل گروه‌ها و مراجع ذی‌صلاح و ذی‌نفع در تصمیم‌گیری برای مواجهه با مسائلی است که دامنهٔ اثر مستقیم یا غیرمستقیم بالایی برای این گروه‌ها و مراجع دارد.
ویژگی‌ها و مشخصه‌های پایه و مطلوب سیاست که باید در فرایند سیاست‌گذاری تامین شود را می‌توان به قرار زیر مورد توجه قرار داد.

 پایداری

 آینده‌نگری

 هدف‌داری

 عمومیت

 گستردگی

 نمایان‌گری

سیاست‌های کلان به آن دسته از سیاست‌های عمومی اطلاق می‌شود که 1) از نظر موضوعی بسیار فراگیر، فرابخشی یا حساس بوده و به تعبیری تفسیری نزدیک از قوانین اصلی کشور به حساب آیند (مانند سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی) و یا 2) جنبهٔ تعیین کنندهٔ بالایی برای سایر سیاست‌های عمومی داشته و نقش راهنمای جدی‌ای برای آن‌ها داشته باشند، 3) موضوعاتی باشند که تغییر موضع و یا رویکرد حساب شده‌ای نسبت به آن‌ها در سطح مدیریت کشور مدنظر قرار گرفته‌است، 4) برای اهداف راهبردی مشخصی مانند اهدافی در سطح چشم‌انداز و در چارچوب چنین طرح‌های کلان و جدیدی نیازمند بازنگری، بازآرایی و یا تصریحات مشخص و تکلیفی خاصی باشند. به این ترتیب سیاست‌های کلان با توجه به دلیل و نوع تحلیل خود باید دارای مشخصه‌هایی از جمله موارد زیر علاوه بر مشخصات عمومی سیاست‌ها باشند.

 دارا بودن هدف‌های کلی و فراگیر

 تعیین کنندهٔ حد و مرز سیاست‌های عمومی

 تعیین کنندهٔ اولویت زمانی سیاست‌های عمومی

 تعیین کنندهٔ میزان ریسک‌پذیری و دامنهٔ مداخلات قابل اتکا در سیاست‌های عمومی

 تعیین کنندهٔ میزان عمق و گسترهٔ مطلوبِ سیاست‌های عمومی

 تعیین کنندهٔ جهشی یا تعادلی بودن سیاست‌های عمومی

 تعیین کنندهٔ پیش‌فرض‌ها، بنیادهای نظری و شیوه‌ها و ابزارهای مورد نیازِ سیاست‌های عمومی


سیاست در علوم سیاسی دارای معانی دیگری نیز هست. همچنین سیاست‌های مرتبط با یک حوزه مجموعه‌ای از رویکردهای شناخته شده و انتخاب شدنی ای را در مورد آن نمایندگی می‌کنند.

 جستارهای وابسته

فهرست سیاستمداران ایرانی

تعریف و مفهوم سیاست بخش اول ـ تعریف سیاست: نولی تعریف‌های چند از سیاست را بدین شرح آورده‌است: 1 ـ سیاست، هنر استفاده از امکانات است: اغلب برای فعالان سیاسی ممکن نیست به همه هدف‌های خود برسند بنا بر این باید بلند پروازیها را با قدرت خود متناسب کند. هیچ کس بیش از قدرت یا امکانات خود نمیتواند در سیاست اعمال نفوذ کند و تأثیر گذارد. 2 ـ سیاست، حکومت کردن بر انسانها است: کایتا نوموسکا در طبقه حاکم و آستین رانی درحکومت بر انسانها در مورد رابط کسانی که حکومت میکنند و کسانی که بر آنها حکومت میشود میان فرمان روا و فرمانبردار بحث می‌کنند و استدلال می‌نمایند که این رابط مرکز زندگی سیاسی است. 3 ـ سیاست، مبارزه برای قدرت است: مهمترین تعریف سیاست در میان متفکران سیاسی غرب این است که آن مبارزه برای قدرت و نفوذ و اعمال آن در جامعه می‌دانند. 4 ـ سیاست یعنی دانستن اینکه : چه کسی می‌برد، چه می‌برد، چه موقع میبرد، چگونه میبرد، و چرا میبرد. این تعریف هارولد لاشکی از سیاست است که جنبه شعاری دارد و به راحتی میتوان آن را به یاد سپرد. اما باید دانست که این تعریف، تعریف علم سیاست است و نه خود سیاست، زیرا از دانستن واز علم و آگاهی سخن می‌راند. 5- سیاست، توزیع آمرانه ارزشهااست : که به ریستون تعلق دارد. سرانجام نولی خود تعریفی از سیاست ارایه می‌کند : (همه آن فعالیت‌های که مستقیم یا غیر مستقیم با کسب قدرت دولت، تحکیم قدرت دولت، و استفاده ار قدرت دولت همراه است) تعریف خود نولی هم تازگی ندارد و در واقع بیان دیگری است از اینکه سیاست مبارزه‌ای برای کسب، حفظ افزایش یا نمایش قدرت است. اگر بخواهیم تعریفی به نسبت فراگیر از سیاست در اختیار داشته باشیم میتوانیم آن را چنین تعریف کنیم : سیاست رهبری صلح آمیز یا غیر صلح آمیز روابط میان افراد گروه‌ها و احزاب (نیروهای اجتماعی) و کارهای حکومتی در داخل یک کشور، و روابط میان یک دولت با دولت‌های دیگر در عرصه جهانی است. بنابراین تعریف میتوان از سیاست یک فرد، از سیاست یک گروه، از سیاست یک حزب و از سیاست یک حکومت نام برد. و از لحاظ بین المللی هم سیاست خارجی دولت را مشخص کرد. سیاست بر گزیده ً منافع هریک از نیروهای اجتماعی نامبرده‌است. الف) سیاست از دیدگاه دانشمندان اسلامی: در ارتباط به پرسش که، چرا در سیاست دخالت می‌کند، پاسیخ را از کاشف الغطاً بطور مختصر مورد مطالعه قرار میدهیم. دخالت در سیاست اگر به معنای نصیحت و ارشاد و نهی از فساد و نصیحت کردن حاکمان بلکه عامه مردم و بر حذر داشتن از واقع شدن در دام‌های استعمار و نهادن بندها و زنجیرها بر شهر‌ها و مردم باشد، اگر سیاست دین امور باشد پس من (و به خدا پناه می‌برم از گفتن من مگر دراین مقام) آری من تا سر در سیاست غرق هستم و آن از و ظایف من است و خود را در بر آن مسو ً ل می‌بینم. 1 ـ ابوعلی سینا : ابوعلی سینا فیلسوف مشهور اسلامی درکتاب السیاسته و رساله اثبات نبوت خود اندیشه دینی سیاسی خود را تبیین کرده‌است. در کتاب السیاسته به مباحث پیرامون سیاست مدنی و کشور داری می‌پردازد و در رساله اثبات نبوت فلسفه بعثت پیامبران را بیان می‌کند. سینا هدف نهای یک جامعه مدنی و سیاسی را رسیدن به سعادت می‌داند و برای وحی و نبوت بعد سیاسی قایل است... و قانون سیاست را که دورکن اصلی یک جامعه متمدن است به انبیاً اختصاص می‌دهد. به عقیده وی پیامبرقانونگذار و سیاستمدار بر جسته جامعه به شمار می‌رود و تنها اوست که میتواند این دو مسوً لیت را به عهده داشته باشد. سینا در کتاب فی اثبات النبوت می‌گوید : پیامبر ان با سیاست و فن مدیریت و مردمداری که داشته‌اند، امور مادی مردم را سامان دادند و به یاری مکتب فلسفی الهی زندگی معنو ی را برای مردم کمال بخشیدند. 2 ـ ابو نصر فارابی : ابونصر فارابی از فلاسفه مشهور اسلامی الگوی اندیشه و نظام سیاسی را مدینه فاضله بر اساس بنیاد‌های فلسفی و سیاست را حاصیل خدمات حاکم به مردم به منظور رسیدن به سعادت می‌داند «از دید فارابی حکومت خوب حکومتی است که بتواند افعال، سنن و ملکات اداری را که درپر تو آن‌ها میتوان به سعادت حقیقی رسید در مردم جای گزین کند و حکومتی که سعادت پنداری ایجاد می‌کند ریاست جاهلی یا حکو مت جاهلیت است». 3 ـ ابوحامد غزالی :غزالی ازمتفکران معروف و بر جسته اسلامی است. غزالی در کتاب احیاً العلوم، دین را کاملاً سیاسی می‌داند.از نظر غزالی زندگی اجتماعی انسان به چهار صنعت کشاورزی، پارچه بافی بنای و سیاست وابسته‌است که مهمترین این صنایع و فنون سیاست است.از دید غزالی تفکیک میان علم دین و سیاست امری نا ممکن است. ب) سیاست از منظر دانشمندان غربی : اینک نقط نظرات برخی از دانشمندان غربی را پیرامون سیاست، مختصراً مورد مطالعه قرار میدهیم. 1 ـ سقراط : سقراط حکومت را در پنچ شکل، حکومت فرماروای عادل –حکومت سلطان مستبد، حکومت نجبا (اشراف و قشر ممتاز) حکومت اغنیاو حکومت عامه یا ملی و مردمی مطرح می‌کند. سقراط حکومت عامه را که مستلیزم دخالت افراد نا صالح می‌باشد رد می‌کند و حکومت فرمانروای عادل با تقوی و با فرهنگ را ترجیح میدهد. 2 ـ افلاطون : افلاطون در کتاب جمهوریت و رساله‌های خود حکومت را از چند زاویه بررسی می‌کند گرچه نظریات افلاطون را به جهت کثرت و تنوع آن نمیتوان به یک جمع بندی مشخص رساند ولی او فصل نوی در اندیشه سیاسی در زمینه‌های حکومت و جامعه به و جود آورد. عده معتقید اند که حکومت از دید افلاطون به پنچ حکومت فلاسفه، نظامیان، اغنیا عامه مردم و استبدادی تقسیم شده‌است.افلاطون ضمن ترجیح حکومت فلاسفه می‌گوید : زمامدار باید فیلسوف باشد و بهترین دولت‌ها آن است که بهترین مردم حکومت کنند و حکیم حاکم باشد و حاکم حکیم شود. افلاطون در نظریه جدید بعد از کتاب جمهوریت و عدول از آن وظیفه دولت و نظام سیاسی را تعلیم و تربیت مردم دانست. فرمانروایان را به شبان یا چوپان تعبیر کرد. 3 ـ ارسطو : ارسطو شاگرد افلاطون است و سیاست را مساوی با ایجاد اعتدال می‌داند. ارسطو مردم را به سه قسمت تقسیم کرده (اغنیا –توده مردم – طبقه متوسط که معتدل ترین مردم هستند) به عقیده ارسطو اساس دولت در طبیعت انسان است و دولت برای تاًمین نیاز‌های انسان است که اولین نیاز جسمانی است که سبب پیدایش خانواده شد. ارسطو استقلال نهاد خانواده را ضروری میداند. به عقیده وی قانون و عدالت در قالب دولب، مردم را به هم پیوند میدهد. 4 ـ اکوًیناس: توماس اکویناس پس از گذشت حدود هشت قرن بعد از ارسطو حکومت را به مثابه یک کشتی که نا خدای آن مذهب و روحانیون هستند می‌داند و می‌گوید : «حکومت کردن به معنی هدایت کشتی است و ماهیت حکومت را از همین شباهتی که میان دوکلمه هست باید فهمید......و به همین دلیل حکمران‌های دینوی، پاسدار مقاصد فرعی زندگی فردی و اجتماعی انسان اند» 5 ـ ماکیاول : او از نوسیندگان معاصر غرب است. اندیشه سیاسی او حذف دین و اخلاق از گردونه سیاست است. وی ضمن انکار قانون الهی کاملاً تفکر عادی سیاسی دارد و هدف زندگی را رفاً و لذایز مادی می‌داند. ماکیاول اصل را درحکومت قدرت میداند و ابزار لازم قدرت را یاد آور میشود. گرچه معتقید است که معلوم نیست انسان صاحب فضیلت از این ابزار استفاده کند وی حکومت جمهوری را بر حکومت سلطان (سلطنتی) ترجیح میدهد. 6 ـ ژان بدن°: ژان برن نخستین کسی که تعریف علمی از حکومت ارایه می‌کند. او می‌گوید اگر در حکومت مردم سهیم باشند، دمکراسی، اگر عده‌ای حکومت کنند، اشرافی و اگر یک فرد حکومت کند سلطنتی است. ژان برن حاکمی که خدا ترس دور اندیش، دلسوز، عاقل و معتدل و عادل و مقتدر باشد را تا وقتی که با عدالت حکومت می‌کند را حکومت بر حق میداند. گرچه این حاکمیت را از طریق موروثی و کودتا و یا از راه قانون بدست آورده باشد. بوتراند راسل فیلسوف نامدار فرانسوی می‌گوید : قدرت را میتوان به عنوان پدید آوردن آثار مطلوب تعریف کرد واژه مطلوب به معنی طلب کرده شده و خواسته شده مورد نظر است و نه به معنی دلپسند ویا خوش آیند. ج) تعریف سیاست بین الملل، سیاست خارجی و روابط بین الملل: در مورد اصطلاحات مزبور تعریفهای گوناگونی وجود دارند، اما در مورد اینکه مناسبترین تعریفها کدامند ویاتمایزات میان آنها کجاقراردارند، توافق اندک است. این فقدان اجماع بی تردید به مسئله طرحهای نظم بخشنده مربوط میشود. چگونگی تعریف این اصطلاحات عمدتاً متأثیر از چیزی است که بررسی کننده درپی آن است وآنچه که وی مورد بررسی قرار میدهد تا اندازه زیاد نیز تابع برداشت، مدل یا نظریه ویژه اوست. اکثر مطالعات به عمل آمده در زمینه (سیاست جهان) یا (سیاست بین الملل) در واقع مطالعه سیاست خارجی بوده و هسته اصلی این مطالعات به توضح منافع، اقدامات و عناصر قدرت دولتهای بزرگ پرداخته‌است. ازکجا، اگرچنین جایی وجود داشته باشد، سیاست خارجی به سیاست بین الملل مبدل میشود؟ تمایز میان اصطلاحات مزبور ممکن است بیش از اینکه واقعی باشد درسطح دانشگاهی مطرح گردد، اما این تمایز به طورکلی به تفاوت میان هدفها و اقدامات (تصمیمات وخط مشی‌های) یک دولت یا دولتها، واکنشهای متقابل میان دو یا چند دولت ارتباط پیدا میکند. دانش پژوهی که در تحلیل خود به اقدامات یک دولت در قبال محیط خارج و شرایط معمولاً داخلی موثر در تعیین اقدامات مزبور می‌پردازد اساساً به سیاست خارجی توجه دارد. اما شخصی که آن اقدامات را فقط به منزله جنبه‌ای از الگوی اقدامات یک دولت و دواکنشها یا پاسخهای دیگران می‌پندارد، به سیاست بین الملل یا روندهای کنش متقابل دو یا چند دولت مینگرد. تمایز مزبور در نمودار زیر نشان داده میشود. در این منوگراف، بسته به مسئله مورد تحلیل هر دو دید به کار خواهد رفت. بحث در مورد هدفهای دولت، متغیر‌های موثر در گزینش آنها، رابطه بسیار نزدیک با مطالعه سیاست خارجی دارند. در حالیکه بررسی سیستم‌های بین المللی، بازدارندگی و رفتار در وضعیت برخورد، به مفهوم کنش متقابل دولت‌ها نزدیکتر می‌شود. اصطلاح روابط بین الملل به صورت متمایز از سیاست بین الملل و سیاست خارجی، می‌تواند به همه شکلهای دولتی و غیر دولتی کنش متقا بل اعضای جوامع مختلف ا طلاق می‌شود.
مطالعه روابط بین الملل دربرگیرنده تحلیل سیاستهای خارجی یا روند‌های سیاسی میان ملتها نیز هست، هر چند به علت توجه به همه جنبه‌های روابط میان جوامع مختلف، مطالعه مربوط به اتحادیه‌های بین المللی کارگری، صلیب سرخ بین المللی، جهانگردی، تجارت بین الملل، حمل و نقل، ارتباطات و گسترش اخلاق و ارزشهای بین المللی را هم شامل می‌گردد. دانش پژوهان سیاست بین المللی توجهی به این روابط یا پدیده‌ها ندارند. مگر آنجائکه با هدفهای رسمی حکومت ارتباط پیدا می‌کنند یا توسط حکومت‌ها به عنوان وسایل کمک به حصول هدفهای نظامی یا سیاسی به کار گر فته شوند. یک مسا بقه بین المللی فوتبال رابطه‌ای بین المللی یا فرا ملی است. کنگره جهانی انجمن بین المللی علوم سیاسی نیز چنین است، اما دانش پژوهان سیاست بین الملل تنها زمانی به این وقایع توجه می‌کند که اثری مستقیم مقولی بر روابط بین الدولی داشته باشند. حد فاصل این دو هرگز به طورکامل روشن نیست. «دیپلماسی پینگ پنگ» بدا ن سبب جلب توجه کرد که وسیله جدیدی برای برقراری پیوند‌های دیپلماتیک مهمتر میان چین و ایالات متحده شمرده می‌شد. در حالیکه یک مسابقه معمولی پینگ پنگ میان استرالیا و زلاند نو ارزش اشاره هم ندارد. همچنین دانش پژوه روابط بین الملل به همه جنبه‌های تجارت بین الملل توجه، دارد در حالکه در سیاست بین الملل، به تجارت بین الملل تنها تا آنجا توجه می‌شود که حکومت‌ها تحدید و تشویقها یا مجازتهای ا قتصادی را برای مقاصد سیاسی به کار می‌گیرند ! مثلاٌ هنگامی که قول می‌دهند در مقابل حق ایجا د یک پایگا ه نظامی در کشور‌های دیگر، تعرفه‌های گمرکی را برای آن کشور پایین آورند. د) برخی گرایشها در مطالعه سیاست روابط بین الملل:
هیچ ناظری در رشته‌ای این چنین مشحون از پیچیدگی‌ها، مسائل اخلاقی و نتایج تاریخی نمی‌تواند در تحلیل خود گرایش معینی را منعکس نکند. حتی عینی ترین دانش پوژه تا حدی زندانی تجارب خویش، ارزشهای حاکم بر جامعه او افسانه‌ها، سنتها و قالبهای ذهنی است که ملت و محیطش را فرا گرفته‌اند. تحلیلی کلی که یک نویسنده هندی یا مصری از سیاست بین الملل ارائه میدهد، حتی اگر طرح نظم بخشنده یا مبنای ارجاع مشابهی را به کار گرفته باشند، احتمالاً بسیار متفاوت از آن تحلیلی خواهد بود که در فصلهای، ارائه میگردد. نمی‌توان از برخی سوء تعبیرها ناشی از دیدهای فرهنگی مختلف اجتناب ورزید. به هر حال، انواع دیگری از گرایشها نیز در رشته مزبور متداول هستند و دانش پژوه باید از آنها آگاه باشد.
نخست، بسیاری از تحلیلهای متداول سیاست خارجی وسیاست بین الملل منعکس کننده توجه بیش از اندازه به مسائل اساساً ملی هستند. این امر بیش از آنکه مربوط به نویسندگانی باشد که با ایجاد قضاوتهای ارزشی حقانیت دیگر کشورها رانشان میدهند، ناشی از این گرایش است که مسا ئل و اختلافات مربوط به کشورشان را به عنوان مهمترین مسائل و اختلافات مطرح در جهان تلقی میکنند. نمیتوان منکر اهمیت رقابت پس ازجنگ شوروی وآمریکا شد، اما در بسیاری از کتابهای آمریکایی این گرایش وجود دارد که تقریباًّ همه مسائل سیاسی بین المللی در چارچوب رقابت مزبور نگریسته شوند در چینن صورتی، سیاست بین الملل تقریباً مترادف با جنگ سرد میگردد، و راه حلها از طریق بازدارندگی هسته‌ای کارآمد، انسجام ناتو و برنامه‌های موثرکمک خارجی، مشخص می‌شوند. بر این پایه همواره به نظر میرسدکه تهدیدها ازدولتهای کمونیستی ناشی می‌شوند و همه اقدامات غرب پاسخی به آن تهدیدها تلقی میگردند. با استفاده از مفاهیمی مانند هدفها، توانایی‌ها، تهدیدها، تنبیهات و پاداشها که تمامی دولتها دارند، یا به کار میگرند، می‌توان از قسمت اعظم لفاظی‌های گمراه کننده جنگ سرد مانند (امپریالیسم کمونیستی)، جهان آزاد و تجاوز اجتناب ورزند. لفاظی‌هایی که تنها میتوانند مانع درک فنون دولتمداری رایج میان دولتها، صرف نظر از تعلقات ایدئولوژیکی شان شوند. میتوان بستگی شدید به ارزشهای رادیکال، لیبرال یا محافظه کارانه داشت و در عین حال پذیرفت که تهدیدهای هسته‌ای از جانب واشنگتن یا لندن به همان اندازه خطرناک اند که از جانب پکن یا مسکو. همچنین تنها به این خاطر که کشورهای غربی در مورد ارائه تحلیل منطقاً متعادلی از وضعیت سیاست خارجی در مقایسه با کشورهای کمونیستی دقت بیشتری نشان میدهند، نمی‌توان گفت برنامه‌های اطلاعاتی آنها جنبه تبلیغاتی کمتری دارند.
دومین گرایش غالب، از توجه عموم به امور غیر عادی، چشمگیر و همراه با خشونت ناشی میشود. کسی که مرتب روزنامه میخواند میتواند تحریف بسیار زیاد واقعیت را از جهت خشونت و بر انگیختن احساسات مشاهده کند. رسانه‌های خبری توجه ما را به بحرانهای بزرگ بین المللی معطوف می‌دارند، در حالکه معمولاً از اشاره به روابط مسالمت آمیز میان دولتها خوداری می‌کنند. در واقع، اکثر مراودات میان دولتها مسالمت آمیز، آرام پایدار و قابل پیش بینی بوده و با رعایت دقت الزامات مبتنی معاهده جریان پیدا میکنند این مراودات خبر ساز نیستند. یک شهروند متوسط آمریکای شمالی نقطه نظرهای فراوانی در مورد بحران خاور میانه، کوبایاآسیای جنوب شرقی دارد، گرچه سطح دانش او ازاین مسائل مهم غالباً به طوری حیرت انگیزی پایین است. اما زمانی که در باره ماهیت روابط بین دولتهای اسکاندیناوی یا شکلهای همکاری میان دولتهای آمریکای لاتین واقع درحوزه سلسله جبال آند چیزی می‌دانند، چه تعدادند؟ تأکید بلاانقطاع بر خشونت واختلاف طبعأ به دیدگاهایی منجر می‌شود که (سیاست قدرت) و جنگ سرد رابه عنوان هنجارهای رفتار میان دولتها می‌پذیرند، در حالی که آنها واقعأ استیثناء هستند.
بخش دوم ـ مفهوم سیاست:
سیاست چیست ؟: واژه سیاست ریشه در زبان عربی دارد و از ساس، سیوس اخذشده‌است. کلمه سیاست در زبان عربی به معنای مختلیفی به کار رفته‌است. به عنوان نمونه :
1- سست الرعیته سیاسته یعنی رعیت را سیاست کردم سیاست کردنی این جمله و قتی به کار میرود که رعیت را به کاری امر و یا نهی کرده باشند.
2- سوس فلان امورالناس : صیر ملکا و ملک علیهم. یعنی فلانی امور مردم را سیاست کرد یعنی مالک و صاحب اختیار مردم شد و مقدرات آن‌ها را بدست گرفت.
3- و ساس السلطان و الوالی الر عیته. یعنی : سلطان و والی رعیت را سیاست نمود یعنی کارهای رعیت را سر پرستی و تدبیر نمود. هم چنین در فرهنگ فارسی کلمه سیاست به معنی حکم راندن بر رعیت و اداره کردن امور مملکت، حکومت کردن، ریاست کردن، حکومت، ریاست حکمداری عدالت و داوری نیز آ مده‌است.
از طرف دیکردانشواژه سیاست را بطور مفصل در فرهنگ و بنش عهد باستانی و سیر تحول آن را در مسیر‌های تاریخی نیز باید جستجو نمود.تفکر سیاسی در عهد باستان و در غرب از یونان آغاز شد اما علم سیاست به عنوان یک رشته آموزشی عالی تا حدی نو است و طی صد سال گذشته رشد یافته‌است پیش از آن بررسی و توجه پی گرانه سیاست در انحصار شهر یاران، سیاستمدارن، فیلسوفان و حقوق دانان بود.مردم در امور عمومی نقش نداشتند و به سیاست و نظریه پردازی سیاست (سیاسی) هم چندان نمی‌پر داختند.
با پیدایش دموکراسی نو و ناسیو نالیسم، انحصار علم سیاست به پایان رسید و سیاست کاری همگانی شد. گسترش آموزش و پرورش به رشد فزاینده آگاهی سیاسی توده‌های مردم انجامید واز این راه مردم روز به روز بیشتر درجریانهای سیاسی شرکت کردند. دیگر هیچ سیاستمدار یا متفکری نمی‌توانست بی تو جه به مردم باشد.افکار عمومی اهمیت زیادی یافت و بنا بر این نه تنها حکومت‌ها بلکه گروه‌های سازمان یافته و احزاب سیاسی کوشش‌های زیادی کردند تا بر آن تاً ثیر گزارند.اجتماعات و تظاهرات گسترده مشخصه جریان‌های سیاسی شد. تشکیلات حزبی رو به کمال گذاشت تا در انتخابات ادواری مبارزه را تا پیروزی پیش ببرد و در دوره میان انتخابات برای حزب هوادارن بیشتر تبلیغات گسترده را امکان پذیر گرداند. تنها از این راه احزاب سیاسی تو انسته‌اند به قدرت سیاسی دست یابند بر نامه‌های خود را عملی کند و امکان دمکراتیک شدن فزاینده سیاست عملی را فراهم آورند. این و ضعیت را نظریه سیاسی نمیتواند نا دیده بگیرد بنا بر این امروز گفته میشود که هم اقتدار سیاسی به مردم تعلق دارد و قدرت سیاسی هم باید در راستای منافع توده‌ها عمل کنند. نظریه سیاسی اینک در واقع به سنجش و ارزیابی نهادهای گوناگون سیاسی می‌پر دازد تا در یابد آ یا این نهادها قادرند منافع مردم را تاًمین کنند یا نه.
امروز پرداختن به نظریه سیاسی دیگر کاری برای اوقات فراغت عده فارغ از غم نان نیست بلکه کار همه کسانی است که به آن علاقه دارند و میخواهند به نظریه پردازی سیاسی بپردازند تاجریانهای سیاسی را تبیین کنند.شس اما در برسی‌های سیاست‌ها و در مطالعه علم سیاست دشواری بزرگی و جود دارد. همانطوریکه یلینک به روشنی گفته‌است هیچ علمی به اندازه علم سیاست نیازمند دانشواژه‌های دقیق نیست دانشوا ژه‌های این علم معانی دقیق ندارد و اهمیت زبان شناختی کار برد عمومی و مفهوم علمی این دانشواژه‌ها اغلب فرق دارند سبب سر در گمی میشوند و باعث می‌گردند علم سیاست دقیق نباشد. در مورد دانشواژه‌های دیگر علوم اجتماعی نیز این سردرگمی و دقیق نبودن کم و بیش وجود دارد اما علم سیاست به طرز خاص مورد یورش درستگوی‌های واژه‌های مبهم قرار گرفته‌است.کاتلین نظر داده‌است که در بحثهای سیاسی علم سیاست به ندرت واژه وجود دارد که مبهم نباشد. علم سیاست تا حد این نقص را از ادبیات با سابقه کهن خود به ارث برده‌است اما بیشتر مربوط به آن است که علم مورد بررسی ما علمی زنده و در حال رشد است. دانشواژه‌های علم سیاست به دلیل رواج عمومی و عامیانه ً که دارند پا کیزگی خود را از دست میدهند و دست خوش ابهامات گوناگون میشوند. برخی از سیاست مداران و حقوق دانان که نتاًیج کار برد نادرست دانشواژه‌های گوناگون علم سیاست برای شان اهمیت ندارد آنها را در سخنان و نوشته‌های خود به کار میبرند. و موجب ابهام در تفاهم میشوند. این گونه افراد در واقع در کار بر درست و دقیق دانشواژه‌های سیاسی توجه ندارند. بلکه آنها را برای ایجاد تاًثیر یا تاثیر گذاری به میبرند از سوی دیگر اندیشه‌های نو و نظر یه ناشنیده گسترش می‌یابند، در نتیجه واژه‌های جدید ی رواج می‌پذیرند و گاه واژه‌های قدیمی در معانی جدیدی به کارمیروند. چنین وضع شاید برای علم که در حال رشد است گریز ناپذیر باشد. و ما تفکر روشن و تفاهم را مختل می‌کند.

سیاست شناسان از این دقیق نبودن دانشواژه‌ها آگاه‌اند و گاه کوششهای به عمل می‌آید تا دانشواژه‌ها به درستی باز شناخته و به کار برده شوند. اما راه دراز در پیش است تا علم سیاست سر انجام دارنده معانی دقیقی برای دانشواژه‌های خود باشد.سردرگمی و نبود توافق درمورد کاربرد دانشواژه‌های سیاسی حتی نام علم سیاست را هم در بر می‌گیرد. برخی از متفکران و پژوهشگران علم سیاست را به کارمی برند، اما برخی دیگر هم چنان از کار برد شکل باستان یونانی آن، یعنی سیاست جانبداری می‌کنند. گروه سوم نام آن را سیاست نظری گذاشته‌اند و سر انجام گروهی دیگر آن را علمی سیاسی می‌دانند و نه علم سیاست. پیدا است که این نامگذاری‌ها روشن نیست به ویژه آنگاه که واژه سیاست یعنی دانشواژه رایج یونانی را به کار ببریم که هم معنی علم سیاست را دارد و هم به خود سیاست نظر دارد یا در بر گرینده سیاست نظری و علمی است.
 دانشواژه سیاست (politics) از واژه یونانی پولیس (polis = شهر) بر گرفته شده‌است. ارسطو گفته‌است : «انسان به حکم physis موجود است که برای زندگی در polis آفریده شده‌است» از نظر یونانی‌ها سیاست دانش مربوط به امور یک شهر بوده اما در یونان شهر و دولت از هم جدای نا پذیر بودند یونانی‌ها در جاهای زندگی می‌کردند که ما امروز آنها را «شهر – دولت» می‌نامیم. هر شهر – دولت یک شهر حومه و ازضی اطراف آن را در بر می‌گرفت. افزون بر آن واژه پولیس در زبان یونانی تنها در بر گرینده شهرنبود بلکه در معنی «دژ» «دولت» و جامعه هم به کار می‌رفت.
حمید عنایت در پیشگفتار ترجمه سیاست ارسطو توضیح داده‌است که: مفهوم شهر با polis یونانی تفاوت آشکار دارد. شهر به معنای جایگاه زیست مردمان را در یونانی asty مینامیدند. polis در آغاز قلعه‌ای بود که در پای asty ساخته میشد اما مفهوم آن تغیر یافت و به معنی جامعه منظم سیاسی به کار رفت. برخی از محقیقان می‌گویند که واژه polis در اسناد آتن به خصوص به معنای جامعه سیاسی یک کشوردر ارتباط با کشورهای دیگر و یا به عبارت بهتر به معنای «شخصیت بین الملل» کشور آمده و در برابر آن واژه «دموس» demis ریشه دموکراسی بر مجموعه سازمان داخلی یک شهر اطلاق میشده‌است.

بنا بر این اگر واژه پولیس را از زبان یونان باستان جدا کنیم واژه شهر – دولت بی معنی خواهد شد. در واقع سیاست در معنی یونانی علم حکومت بر شهر بود.این معنی را سی لی مطرح کرده و سیاست را علم شهر‌ها نامیده‌است. اما این معنی را نباید چنین تعبیر کرد که حدود یا جهان بینی متفکران سیاسی یونان باستان محلی یا تنگ بوده‌است. بر رسی‌های سیاسی آنها از از بسیاری جهات عمیقتر و گسترده تر از آنها جهان بینی‌های بود که پس از فروپاشی شهر – دولت‌های یونان و روم باستان پدیدار شد. مفهوم پذیرفته شده و به کار رفته امروزین سیاست از مفهوم علم سیاست فراتر میرود. امروز واژه سیاست به مسایل جاری حکومت و جامعه که ماهیت اقتصادی و سیاسی در مفهوم علمی دارند اشاره می‌کند. به گفته رابرت دال «سیاست یکی از حقایق غیر قابل اجتناب زندگی بشر است. انسانها در هر لحظه از زمان به نوعی با مقابل سیاسی درگیر می‌باشد» «تنها از راه روند سیاسی است که انسان میتواند امید وار باشد زندگی خود را بر پایه خرد و کمال مطلوب‌ها قرار دهد.»

پریکلس یونانی در یک مرثیه گفته‌است : «آدمی که به کار سیاست نپردازد شایسته صفت شهروند بی آزار نیست بلکه باید او را شهر وندی بی خاصیت بدانیم.» وقت که گفته میشود کسی به سیاست علاقه دارد مقصود آن است که او به مسایل جاری کشور مانند مسایل صادرات و واردات مسایل مربوط به کار و کارگر روابط قوه مجریه با قوه مقننه فعالیت‌های احزاب و سازمان‌های سیاسی و بسیاری دیگر از مسایل و فعالیت‌های سیاسی – اقتصادی و فرهنگی – اجتماعی توجه دارد. در این معنی سیاست فراتر از یک علم است و سیاستمدار هم کسی است در این گونه مسایل شرکت فعال دارد و تصمیم گیری می‌کند هر چند که ممکن است درک و شناخت چندان درستی از اصول و بنیاد‌های علم سیاست نداشته باشد. و آنگهی در حالیکه علم سیاست آگاهی مشترک انسانها در همه جامعه‌ها است، سیاست کشور‌ها با هم تفاوت دارد. دانشمندان سیاسی برجسته از سراسر جهان در سپتامبر 1948 در کنفرانس یونسکو، علم سیاست را به جای علوم سیاسی و برای نامیدن این رشته علمی پزیرفته‌اند.
اما نوسیندگان یا متفکران تاریخ پیشین مانند اررسطو، یلینک، هنری، سجویک، پل ژانت اصطلاح سیاست را بر علم سیاست ترجیح داده‌اند.اما چنین کاری باعث سردرگمی میشود. علم سیاست نه تنها اصول و بنیاد‌های گروه‌ها و نهاد‌های گوناگونی را هم که در تلاش کسب افزایش یا حفظ قدرت و نفوذ اند مطالعه می‌کند

+ نوشته شده در  چهاردهم دی 1387ساعت 19:39  توسط علی | 
حکومت فعلی ایران جمهوری اسلامی است که در سال ۱۳۵۸ شمسی به رفراندوم گذاشته و به تایید مردم رسید.

رهبر جمهوری اسلامی ایران و رییس جمهور اسلامی ایران باید از دین و مذهب اکثریت مردم ایران باشند ولی نژاد و قومیت در انتخاب آنان تأثیری ندارد .

در زیر ابتدا ارکان جمهوری اسلامی و مسئولان کنونی پست‌های آن معرفی شده‌اند. در بخش بعدی به احزاب سیاسی،چگونگی فعالیت آن‌ها و گرایشات مختلف درون آن‌ها اشاره شده‌است.

نامزدهای تمام انتخاباتی که در جمهوری اسلامی برگزار می‌شود ابتدا باید به تایید شورای نگهبان قانون اساسی برسند. در قسمت احزاب سیاسی ایران در مورد این‌که چه احزابی اجازهٔ فعالیت علنی دارد توضیح داده شده‌است.

رهبر جمهوری اسلامی ایران بالاترین مقام این نظام است و از نظر دوفاکتو کنترل کاملی بر تمام امور دارد. او توسط مجلس خبرگان رهبری و مادام‌العمر انتخاب می‌شود. (گرچه خود مجلس خبرگان حق عزل رهبری را نیز دارد).رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران، پس از فوت آیت‌الله روح الله خمینی(بنیانگذار جمهوری اسلامی) آیت‌الله سید علی خامنه‌ای است.

مجلس خبرگان رهبری از روحانیون متخصص در دین اسلام تشکیل می‌شود و کاندیداهای آن ابتدا باید به تایید شورای نگهبان برسند. رئیس مجلس خبرگان، آیت‌الله شیخ علی اکبر اردبیلی مشکینی بود. با فوت ایشان، تا تععین تکلیف این منصب، نواب رئیس به اداره ی مجلس خواهند پرداخت. نایب رئیس اول مجلس خبرگان آیت الله هاشمی رفسنجانی و نایب رئیس دوم آن آیت‌الله ابراهیم امینی است.

شورای نگهبان قانون اساسی از دوازده نفر تشکیل شده‌است. ۶ فقیه که توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب می‌شوند و ۶ حقوقدان که توسط قوه قضاییه پیشنهاد و تایید مجلس شورای اسلامی انتخاب می‌شوند. دبیر کنونی شورای نگهبان، آیت‌الله علی جنتی است و سایر اعضای کنونی آن عبارت‌اند از: آیت‌الله محمد مومن، آیت‌الله غلامرضا رضوانی، حجت‌الاسلام صادق اردشیر لاریجانی، حجت‌الاسلام مدرسی یزدی، آیت‌الله محمد یزدی، حجت‌الاسلام عباس کعبی، دکتر غلامحسین الهام، دکتر عباسعلی کدخدایی، ابراهیم عزیزی، دکتر محسن اسماعیلی و محمدرضا علیزاده.

قوه مقننه ، مجلس شورای اسلامی است که نمایندگان آن برای یک دورهٔ چهارساله و با رای مردم انتخاب می‌شوند. نامزدهای این مجلس ابتدا باید به تایید شورای نگهبان قانون اساسی برسند. علاوه بر مناطق مختلف بعضی ادیان (مسیحی کلدانی و آشوری، زرتشتی و کلیمی) نیز نمایندگانی در مجلس دارند.

مصوبات این مجلس باید با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران سازگار باشند و از همین رو شورای نگهبان قانون اساسی باید مصوبات این مجلس را پیش از اجرا به تصویب برساند.

در صورت اختلاف بین قوه مقننه و شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام نقش حل این اختلاف را دارد.رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی علی لاریجانی است .

مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مجمعی است که وظیفه حل اختلافات بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی و دولت پاره‌ای وظایف دیگر را به عهده دارد. اعضای این مجمع توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب می‌شوند و رئیس کنونی آن هاشمی رفسنجانی است.

قوه مجریه در دست رئیس جمهوری اسلامی ایران است که با رای مردم و تایید رهبر انتخاب می‌شود. نامزدهای ریاست جمهوری برای شرکت در انتخابات و پیش از آن باید به تایید شورای نگهبان قانون اساسی برسند. قانون، شرایط شرکت در انتخابات را «رجال سیاسی» بودن می‌داند. بعضی معتقدند که «رجال سیاسی» لزوما به مذکر بودن اشاره ندارد اما در تاریخ جمهوری اسلامی تا بحال هیچ زنی برای کاندیدایی ریاست جمهوری تایید نشده‌است. رئیس جمهور کنونی ایران محمود احمدی نژاد است.

رئیس قوه قضاییه توسط رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب می‌شود.

شوراهای شهر و روستا نیز در مناطق مختلف وجود دارند که شهردار شهرها را انتخاب می‌کنند. شورای شهر اکثر مناطق ایران و بخصوص پایتخت، تهران، و شهرهای بزرگ در حال حاضر در اختیار طیف محافظه‌کاران است.

 احزاب و جریانات سیاسی

در صحنهٔ سیاست ایران، عملا دو نوع تشکل و حزب موجود است. یکی احزابی که مجاز هستند و می‌توانند در مبارزات پارلمانی و ریاست جمهوری شرکت کنند (به شرطی که کاندیداهای آن‌ها توسط شورای نگهبان قانون اساسی تایید شوند) و دیگری طیفی از احزابی که معمولاً طرفدار براندازی نظام جمهوری اسلامی و یا اعمال اصلاحات شدیدی همچون برکناری رهبری و ولایت فقیه هستند.

طیف دومی شدیدا غیرقانونی است و اعضایش معمولاً نمی‌توانند در انتخابات رسمی نامزد شوند. رهبران احزاب دستهٔ دوم معمولاً خارج از ایران هستند.

هرگونه همکاری با این احزاب اپوزیسیون می‌تواند پیامدهای خطرناکی حتی تا مرحلهٔ اعدام را به همراه داشته باشد. «محاربه» یا «اقدام علیه امنیت ملی» جرم‌هایی است که معمولاً به کسانی که احتمال هرگونه همکاری آنان با اپوزیسیون برود, نسبت داده می‌شود.

در ایران ضمن ارتداد به معنای تعویض دین از اسلام و الحاد به معنای عدم اعتقاد به وجود خدا, توهین به پیامبر اسلام نیز جرم جنایی شناخته می‌شود.

در زیر به معرفی این احزاب و جریانات می‌پردازیم.

احزاب رسمی و قانونی

در صحنهٔ رسمی سیاست و مبارزات پارلمانی و ریاست جمهوری، دو طیف کلی از احزاب و تشکل‌ها حضور بیشتری دارند. این دو طیف کلی را معمولاً با نام‌های «جناح راست» و «جناح چپ» و یا محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان می‌شناسد. البته هر دوی این طیف‌ها به اسلام، نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه معتقد هستند اما جناح راست ادعای نزدیکی بیشتر به اسلام، راه آیت‌الله روح الله خمینی و رهبری آیت‌الله سید علی خامنه ای را دارد.

در ضمن بعضی شخصیت‌های کلیدی همچون علی اکبر هاشمی رفسنجانی را می‌توان فراجناحی خواند.

در زیر به معرفی احزاب و تشکل‌ها و شخصیت‌های هر دو جناح پرداخته شده‌است.


 احزاب محافظه‌کار (جناح راست)(اصول‌گرا)

جناح راست ، شامل احزاب و تشکل‌های محافظه‌کار است که در دوره‌های اخیر خود را اصولگرا نامیده‌اند.

این جناح که البته مسلما در درون خود نیز جناح‌های دیگری نیز دارد, بیشتر با اعتقاد بسیار به اسلام و آموزه‌های امام خمینی و وفاداری به آیت‌الله سید علی خامنه‌ای شناخته می‌شوند.

تاریخا این جناح شامل تندروهای اسلامی بوده‌است و اختلاف کمی در آن وجود داشته‌است اما در حال حاضر و بر سر مسائلی مثل انتخابات پیش روی مجلس خبرگان رهبری جناح‌های مختلفی درون این جناح ظهور کرده‌اند.

آیت‌الله سید علی خامنه‌ای به طور غیررسمی از این جناح شناخته می‌شود.

تشکلهای معروف این جناح در حال حاضر عبارت‌اند از جامعه روحانیت مبارز ، حزب مؤتلفه اسلامی ، و آبادگران .تندروترین و راست‌ترین طیف این جناح را می‌توان شخصیت‌هایی چون آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی دانست.

  • ایت الله مصباح یزدی وشاگردانش در حال قدر گرفتن در ایران هستند.[۶]این افراد برای رسیدن به این مقصود علاوه بر اتحاد وهمکاری با سپاه پاسداران سعی در تضعیف قدرت هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش دارند.[۷] مهمترین این جدال ها در انتخابات مجلس خبرگان رهبری بروز کرد[۸]به طوری که شاگردان مصباح با ارائه فهرست انتخاباتی به نام (منهایون)که اسامی همه افراد فهرست مشترک جامعه روحانیت مبارز تهران وجامعه مدرسین حوزه علمیه قم وجود داشت به جز چند نفر، در تهران هاشم رفسنجانی و حسن روحانی ،در مشهد ایت الله واعظ طبسی وایت الله هاشمی شاهرودی ،که در نهایت این انتخابات منجر به پیروزی هاشمی رفسنجانی و طرفدارانش شد.[۹]

 احزاب جناح چپ(اصلاح‌طلب)(۲ خردادی)

تاریخا این جناح با با تفاوت اندکی از جناح راست تشکیل شد. انشعاب در مجمع روحانیت مبارز و تشکیل مجمع روحانیون مبارز (که با تایید آیت‌الله روح الله خمینی انجام شد) را می‌توان سر آغاز این جریان دانست.

اما مطرح شدن اصلی این جناح وقتی آغاز شد که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ بر خلاف پیش بینی‌های رایج، سید محمد خاتمی به نمایندگی از این جناح و با رای بیش از بیست میلیون نفر از ایرانیان به عنوان نماد «اصلاح طلبی» انتخاب شد. از آن پس جنبشی که عموماً آن را جنبش اصلاح‌طلبی خوانده‌اند در ایران به وجود آمد که به علت این‌که خاتمی در روز ۲ خرداد ۱۳۷۶ به ریاست جمهوری رسیده بود به «جنبش ۲ خرداد » معروف شد. از همین رو این جناح را جناح ۲ خرداد نیز می‌نامند.

این جناح طیف بسیار وسیعی را در بر می‌گرفت و البته تمام شخصیت‌های سیاسی آن مسلمان و معتقد به پیشوایی آیت‌الله روح الله خمینی بودند اما طرفداران و حامیان آن حتی به نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران ، نیز می‌رسید و بسیاری این جناح را نمایندهٔ اصلاحات شدید در کلیت نظام می‌دانستند. (در آن زمان اختلاف بسیاری در مخالفان جمهوری اسلامی بر سر حمایت یا عدم حمایت از خاتمی و ۲ خرداد وجود داشت. برای اطلاعات بیشتر به بخش اپوزیسیون غیرقانونی توجه کنید).

پس از ریاست جمهوری، این جناح مجلس شورای اسلامی و شورای شهر اکثر مناطق (بخصوص پایتخت ایران، تهران) را نیز در دست گرفت اما عملا با ممانعت‌های بسیاری در «اصلاح» مواجه شد. خاتمی در انتخابات سال ۱۳۸۰ نیز مجدداً به ریاست جمهوری برگزیده شد و عملا هشت سال دوران ریاست جمهوری او را می‌توان دوران اوج «جنبش ۲ خرداد» دانست. اما پس از پایان این هشت سال ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، و شورای شهر تهران و شهرهای بزرگ عموماً به دست جناح مقابل افتاد. در طول دوران خاتمی بارها روزنامه‌ها و ارگان‌های جناح دو خرداد به تعطیلی کشیده شدند به طوری که در اواخر دوران او تقریباً هیچ روزنامهٔ به اصطلاح «اصلاح‌طلبی» بر جای نمانده بود.

بهرحال با پایان دورهٔ هشت ساله‌ خاتمی، رد صلاحیت اکثریت کاندیداهای اصلاح‌طلبان در مجلس شورای اسلامی و شکست سنگین نماینده‌های اصلاح‌طلبان در انتخابات شورای شهر و روستا و ریاست جمهوری (محمد معین ، مهدی کروبی و مهرعلیزاده هر سه شکست خوردند)‌ این جناح تا حدود زیادی شکست خورد و طرفداران خود را از دست داد.

در حال حاضر حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی و تا حدودی حزب کارگزاران ایران اسلامی از تشکل‌های این جناح به شمار می‌روند. شخصیت‌هایی چون سیدمحمد خاتمی ،رئیس جمهور سابق، مهدی کروبی ،رئیس سابق مجلس، و محمدرضا خاتمی ، نایب رئیس سابق مجلس، از شخصیت‌های این طیف هستند.

چپ‌ترین طیف این جناح طیفی از فعالان ملی مذهبی است که گاها از این جناح جدا شده و به اپوزیسیون پیوسته‌اند. تشکل‌هایی مانند نهضت آزادی ایران و شخصیت‌هایی مانند ابراهیم یزدی از این طیف هستند. فعالیت «نهضت آزادی ایران» نیمه قانونی است و خانه احزاب ایران این تشکل را به رسمیت نمی‌شناسد .

 احزاب اپوزیسیون غیر قانونی

طیف دیگری از احزاب، احزاب اپوزیسیون و طرفدار براندازی جمهوری اسلامی (و یا گاهی طرفدار اصلاحات بسیار جدی مانند عزل رهبر) هستند. این احزاب شدیدا غیرقانونی هستند و همکاری با آن‌ها می‌تواند مجازاتهایی، از جمله اعدام، به همراه داشته باشد.این احزاب به شدت تند رو هستند و برای رسیدن به خواسته های خود از هیچ عملی فرو گذار نیستند مانند بمب گزاری ٫ ترور٫ادم کشی٫غارت٫همکاری با بیگانگان ... (برای مثال در دههٔ ۶۰ و بخصوص واقعه تابستان ۶۷، تعداد زیادی از زندانیان سیاسی در ایران به جرم همکاری با احزاب اپوزیسیون و یا عضویت در احزاب کمونیست که به منزلهٔ ارتداد و الحاد بود اعدام شده‌اند)

اما در ایران احزاب اپوزیسیون بسیار وسیعی وجود دارند که هر کدام برای خود میدیای مخصوص خود، از نشریات غیرقانونی تا کانال‌های رادیویی و تلویزیونی، را دارند. هرگونه فعالیت این احزاب شدیدا غیرقانونی است و فعالان و هواداران آنها همه به صورت مخفی به کار خود ادامه می‌دهند. مرکزیت و رهبری این احزاب معمولاً در خارج کشور است. در میان این احزاب و جریانات طیف‌های مختلفی یافت می‌شوند.

در کردستان ایران بعضی از این نیروهای اپوزیسیون تاریخا مناطقی را زیر کنترل داشته‌اند و اکنون با وجود این‌که تقریباً هیچ منطقهٔ مهمی در اختیار آنان نیست هنوز از نیروی نظامی در آن منطقه برخوردارند.

جریانات بسیاری تا بحال برای وحدت نیروهای اپوزسیون علیه جمهوری اسلامی تلاش کرده‌اند اما این تلاش‌ها جملگی ناموفق بوده‌است و حداکثر به وحدت طیف کوچکی از نیروها بدل شده‌است.


در زیر به طیف‌های مختلف اپوزیسیون غیرقانونی پرداخته می‌شود. این فهرست کاملی نیست و می‌تواند تکمیل شود.

 سلطنت طلب‌ها و مشروطه‌خواهان

در اپوزیسیون ایران، شخصیت‌ها،تشکل‌ها و سازمان‌های متعددی که گاها با هم نیز مخالف می‌باشند وجود دارند که خواستار بازگشت ایران به نظام پادشاهی مشروطه و اغلب تحت فرمان رضا پهلوی ، ولیعهد خاندان پهلوی و پسر محمد رضا پهلوی آخرین پادشاه ایران هستند.

این احزاب، گرچه اکثرا بر سر خواست به پادشاهی رسیدن رضا پهلوی توافق نظر دارند، اما هیچگونه اتحاد عملی ندارند و بیشتر به صورت شخصیت‌های مستقل عمل می‌کنند. خود رضا پهلوی نیز رسما طرفداری از هیچ حزب یا شخصیتی را اعلام نکرده‌است و حتی ادعای تاج و تخت نکرده‌است و تلاش کرده خود را بیشتر به عنوان شخصیت سیاسی و مشروطه‌خواه مطرح کند.

احزاب و تشکل‌های این جناح که می‌توان آن را جناح راست مخالف جمهوری اسلامی دانست اکثرا در لس آنجلس ایالات متحده آمریکا مرکزیت دارند و شبکه‌های ماهواره‌ای،تلویزیونی، رادیویی و نشریات و سایت‌های اینترنتی مختلفی را به ایران می‌فرستند. از معروف‌ترین تشکل‌های این طیف می‌توان به حزب مشروطه ایران و انجمن پادشاهی اشاره کرد. غیر از خود رضا پهلوی ، داریوش همایون ، از رایزنان کنونی حزب مشروطه ایران ، از مشهورترین شخصیت‌های این طیف است.

رضا پهلوی اپوزیسیون را به اتحاد دعوت کرده‌است و شعار «امروز فقط اتحاد، آینده از آن ماست» را مطرح کرده‌است.

مجاهدین و شورای ملی مقاومت

سازمان مجاهدین خلق ایران، از قدیمی‌ترین سازمان‌ها و احزاب ایرانی است که از پیش از انقلاب اسلامی ایران در ایران موجود بوده‌است .از تحولات عمده آن کودتای مارکسیستی درون حزبی است و طی آن نیروهای معتقد به مارکسیسم نیروهای وفادار مسلمان را اعدام ، اخراج یا فراری دادند وتمامی کنترل تشکیلاتی را بر عهده گرفتند و عملا سازمان را خلع اسلامی کردند .

این سازمان در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران ، بسیاری از شخصیت‌های آن را ترور کرده‌است و با بال نظامی خود تلاش در حمله به ایران را داشته‌است و از این رو، هرگونه همکاری با آن مجازات‌های بسیاری و معمولاً مجازات اعدام به همراه داشته ولی اخیرا دولت ایران اعلام کرده آن گروهی که دستشان به خون کسی آلوده نیست را عفو می‌کند و تحت حمایت قرار می‌دهد تا کنون دها تن از اعضای این حزب به ایران بازگشته اند شده‌اند .

این سازمان در زمان حکومت صدام حسین در عراق پایه‌ها و تجهیزات نظامی بسیاری در این کشور داشت و بنا به فیلم‌های مخفی که پس از اشغال عراق توسط آمریکا یافت شد, رهبران آن با صدام حسین مذاکرات مخفیانه‌ای نیز داشته‌اند.

این سازمان به همراه عده‌ای از تشکل‌های کوچک‌تر و منجمله سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران(جریان پیرو برنامه هویت)، شورای ملی مقاومت را پایه گذاشته‌است و مریم رجوی را توسط این شورا به عنوان رئیس جمهور آلترناتیو آینده ایران انتخاب کرده‌است.

اعضای اصلی این سازمان مارکسیست یا غیر مذهبی اند ولی تلاش دارند خود را مسلمان معرفی نمایند از این رو این حزب در ایران بنام سازمان منافقین یاد می‌شود و به علت ترورها و کشتن افراد بی گناه مخصوصا در همکاری با صدام حسین در جنگ ایران و عراق از منفور ترین گروها در نزد مردم ایران اند.

بال نظامی این سازمان، ارتش آزادیبخش ایران است.

حزب کمونیست کارگری ایران

حزب کمونیست کارگری ایران حزبی شدیدا چپ رو است که در اوایل دههٔ ۹۰ به صورت انشعابی از حزب کمونیست ایران ، توسط منصور حکمت، رهبر سیاسی و تئوریسین کمونیست ایرانی، تشکیل شد. از شعارهای این حزب می‌توان به «مرگ بر جمهوری اسلامی»، «زنده باد جمهوری سوسیالیستی» و «آزادی،برابری،حکومت کارگری» اشاره کرد. این حزب شدیدا چپ رو است و با مذهب و ناسیونالیسم شدیدا مخالف است.

این حزب که با برهم زدن کنفرانس برلین و پخش این ماجرا از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به شهرت دو چندانی دست یافت همواره بر سرنگونی جمهوری اسلامی ایران تاکید داشته‌است و شدیدا با دو خرداد و سید محمد خاتمی مخالف بوده‌است. در دوره اخیر این حزب مدعی است که مقبول‌ترین و محتمل‌ترین سیر اوضاع ایران انقلاب مردم علیه جمهوری اسلامی است و تلاش در رهبری این انقلاب برای تأسیس جمهوری سوسیالیستی را دارد.

این حزب با توجه به پیشینه‌اش (در همکاری با کومه‌له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) از نیروی قابل توجهی در کردستان برخوردار بود و گاها شخصیت‌های خود را برای گشت پارتیزانی به داخل ایران می‌فرستاد اما پس از انشعاب اوت ۲۰۰۴ در این حزب و جدایی اکثریت کمیته کردستان به نظر می‌آید این حزب تا حدود زیادی ظرفیت نظامی خود را از دست داده باشد، گرچه هنوز مدعی است که این حزب، حزبی نظامی نیز هست و در رهبری اعتصابات کارگران نساجی کردستان نقش قابل توجهی داشته‌است.

لیدر کنونی این حزب حمید تقوایی است و از دیگر شخصیت‌های مطرح آن می‌توان به علی جوادی و آذر ماجدی اشاره کرد.

حزب کمونیست کارگری ایران-حکمتیست

حزب کمونیست کارگری ایران-حکمتیست انشعابی از حزب کمونیست کارگری ایران است که در سال اوت ۲۰۰۴ و در پی جدایی بیش از نیمی از کمیته مرکزی و اکثریت کمیته کردستان حککا تشکیل شد. این حزب در هنگام جدایی مدعی ادامهٔ واقعی خط منصور حکمت بود و از این رو خود را «حکمتیست» می‌خواند. (حزب کمونیست کارگری نیز خود را مدعی ادامهٔ خط حکمت می‌داند و گاها به کنایه حزب حکمتیست را «آنتی حکمتیست» می‌خواند).

این حزب پس از جدایی به سنت‌های اصلی چپ افراطی در حزب کمونیست کارگری ایران و تاکید بر مبارزه با مذهب و ناسیونالیسم و سرنگونی جمهوری اسلامی ایران ادامه داده‌است و تمام شعارهای اصلی آن را همچنان حفظ کرده‌است اما مهم‌ترین تفاوت این دو حزب را می‌توان در تاکید حزب حکمتیست بر کردستان ایران دانست تا جایی که یکی از شعارهای جدید این حزب «کردستان دروازهٔ قدرت است!» است.

این حزب بازویی نظامی به نام «گارد آزادی» دارد که عموماً در کردستان ایران فعالیت می‌کند.

+ نوشته شده در  سیزدهم دی 1387ساعت 21:14  توسط علی | 
این حرف چه معنی میده؟

اون چیزی که ما میبینیم در تضاد کامل با صحبتهای پرزیدنت که به رهبری گفتن!

اخه حمایت صدا سیما از این بیشتر و واضح تر اگه این حمایت نیست حتما تخریبه دیگه

خب پس باید بگیم تا باشه از این تخریبها.

کاش دولت خاتمی رو هم انجوری تخریب میکردن!

+ نوشته شده در  یازدهم دی 1387ساعت 18:55  توسط علی | 
مسلما بحث حضور یا عدم حضور خاتمیاین روزا نقل تمام محافل سیاسی و غیر سیاسی به نظر من

به عنوان یه شهروند عام و دانشجو شرایط امروز جامعه واقشار مردم خواهان حضور خاتمی هستند!

اینرو من به عنوان کسی که با مردم در ارتباطم میگم!

اگه اقایون اصلاح طلب بیان و اجماع کنن و یه نفر و یه کاندیدا رو معرفی کنن مسلما رای با اصلاح

طلب هاست اونم تویه شرایطی که خود اصول گراها هم دو دل هستن که ایا روی احمدی نژاد اجماع کنن

یا نه و این یعنی دو دستگی اقایون و سردمداران اصلاحات باید با منطق جلو برن!

اگه احمدی نژاد رای بیاره که واویلا برای اینده ی کشور و اگه رای نیاره خدا به داد رییس جمهور اینده

چون ۴ سال وقت داره شرایط رو به ۴ سال پیش برگردونه این فاجعه است!

این یعنی ۸ سال عقب موندگی!

ذخیره ارزی که باید ۱۸۷ میلیون دلار باشه ۸ میلیون دلاره این یعنی مصیبت!

با این وضع چرا باید به اقای احمدی نژاد رای داد؟

صحبت هاشون یطریه که انگار ما هیچی نمیفهمیم!

واقعا باید به حال خودمون تاسف بخوریم!

+ نوشته شده در  یازدهم دی 1387ساعت 18:51  توسط علی | 
كميته مديران و متخصصان استان تهران در جلسة اخير خود روز پنج شنبه مورخ 5/10/1387 چالش‌هاي انتخابات دهم را مورد بحث و بررسي قرار داد. در اين جلسه كه با حضور متخصصان حوزه‌هاي مختلف برگزار شد اوضاع كنوني مورد تحليل استراتژيك قرار گرفت و ضمن يادآوري نقاط ضعف و قوت اصلاحات و فرصت‌ها و تهديدهاي پيش روي جريان اصلاح طلبي در كشور نهايتاً نكاتي در شكل پيشنهاد مطرح و مقرر شد مشروح پيشنهادها طي جلسة آتي بررسي مجدد و پس از تصويب در كميته به مراجع ذي صلاح در حزب ارائه شود. برخي از اين نكات شامل موارد ذيل است:
1- ضرورت توجه و اهتمام بيشتر به خواست و سليقة اكثريت مردم: امروزه جريان اصلاح‌طلبي بيش از گذشته مورد اقبال عمومي قرار گرفته و گفتمان اصلاح طلبي به گفتمان غالب در سطح جامعه تبديل شده است. اين واقعيت لزوم توجه به خواسته هاي حقيقتاً ملي و احترام به سليقة اكثريت مردم را بيش از گذشته ضروري ساخته است.

2- متخصصان و نخبگان پيشروان اصلاح طلبي: هرچند دولت نهم محروم از متخصصان و نخبگان كشور نيست، لكن واقعيت‌هاي موجود نشان مي‌دهد كه در به كارگيري متخصصان و نخبگان با سعة صدر لازم برخورد نشده و حجم بالاي برخوردهاي گزينشي با اين گروه، لزوم طرح و پي گيري آرمان‌هاي اصلاح طلبي را بيش از گذشته ضروري ساخته است و اكثريت اين گروه مؤثر در كشور بر آرمان‌هايي همچون شايسته سالاري، قانون مداري و آزادي‌هاي اساسي و سياسي و مدني پافشاري مي‌كنند.

3- ضرورت حضور ذخاير انقلاب و سرمايه‌هاي ملي در مديريت بحران: شرايط حادث شده به واسطة كاهش شديد قيمت نفت، تحريم‌هاي بين‌المللي، فشارهاي اقتصادي و جنگ فرهنگي و رواني دشمن عليه تماميت جمهوري اسلامي ايران ضروري مي‌سازد تا چهره‌هاي شاخص انقلاب و سرمايه‌هاي ملي كشور بيش از گذشته در صحنة مديريت‌هاي ارشد كشور حضور داشته باشند و بتوانند تجارب مربوط به جنجال‌ها و درگيري‌هاي گروهگ‌هاي سياسي سال‌هاي آغازين انقلاب و 8 سال دفاع مقدس و پس از آن 8 سال دورة سازندگي و 8 سال دورة اصلاحات را در اختيار كشور قرار دهند و كشور را به ساحل امن برسانند.

4-  تأكيد بر همنوايي منافع اصلاح‌طلبي با منافع ملي: از آنجا كه آرمان‌هاي اصلاح‌طلبي خواست اكثريت جامعه است و در واقع همان آرمان‌هاي اصيل انقلاب اسلامي و آرمان هاي مورد توجه حضرت امام خميني (ره) مي‌باشد، لازم است بيش از هر زمان ديگري بر شعار اصلي انقلاب تأكيد و پافشاري شود و يادآوري شود كه منافع ملي كشور همان است كه بتواند استقلال، آزادي، عدالت‌گرايي، پيشرفت و جمهوريت و اسلاميت نظام را همزمان مورد توجه و تحقق قرار دهد.

5- اصرار بر لزوم استمرار وحدت و انسجام در جريان اصلاح‌طلبي: امروزه رقباي اصلاحات براي اين كه ضعف و ناتواني خود در اداره كشور را مخفي نگه دارند تلاش دارند تا از طريق دامن زدن به مسائل جناح‌بندي‌هاي سياسي در كشور و ارائه تفسير و تعبيرهاي انتخاباتي از نقدهاي دلسوزانه نظام و همچنين دامن زدن به اختلاف سليقه‌هاي طبيعي در جريان اصلاح‌طلبي افكار عمومي را منحرف سازند. هرچند ملت آگاه ايران وقوف به اين تاكتيك هاي كهنه و منسوخ دارند، لكن بزرگان و بلندپايگان اصلاحات نيز بايد نسبت به اين مسئله حساس‌تر باشند و با اعلام مواضع صريح و انسجام‌بخش خود اين قبيل حركت‌هاي رقبا را در گام نخست متوقف سازند.

 

+ نوشته شده در  یازدهم دی 1387ساعت 18:39  توسط علی | 
سحام نیوز: حضور نيافتن برخي وزرا در نشست‌هاي كميسيون‌هاي مجلس و آنچه عدم هماهنگي با برخي نمايندگان خوانده مي‌شود، برخي از نمايندگان مجلس را از تعامل نداشتن شماري از دولتمردان شاكي و گلايه‌مند كرده است؛ از جمله اين نمايندگان، نادر قاضي‌پور، نماينده اروميه است كه پرسش وي از وزير دادگستري و نيامدن الهام، نارضايتي و گلايه‌مندي او را سبب شده است.

وي در زمينه سؤال خود از وزير دادگستري كه مربوط به مسائل پزشكي قانوني بود، به خبرنگار «تابناك» گفت: در نشست دو روز پيش كميسيون، آقاي الهام كه بايد براي پاسخ به پرسش من حاضر مي‌شدند، نيامدند، ولي معاون ايشان به همراه رئيس پزشكي قانوني كشور، آمده‌‌اند.
آقاي الهام به رئيس سازمان پزشكي قانوني كشور گفته بودند كه در دولت كار دارم و نمي‌آيم، شايد بعدا آمدم، در حالي كه در هيچ يك از قوانين مجلس، قانوني درباره بعدا آمدن آقايان نيست. ايشان بايد حضور نيافتن خود را در نامه‌اي به رئيس كميسيون اعلام و با ايشان هماهنگي مي‌كردند، ولي متأسفانه اين كار را انجام ندادند.

نماينده اروميه در مجلس هشتم درباره دليل چنين رفتارهايي ـ بي‌توجهي برخي از وزرا به پرسش‌هاي نمايندگان ـ گفت: فكر مي‌كنند نمايندگان نوكر دولت هستند و آنها هرگونه كه بخواهند، مي‌توانند با ما رفتار كنند؛ بالاخره بايد بدانند كه ما هم يك طاقتي داريم.

برخي از وزرا گمان مي‌كنند چون مقام معظم رهبري، دولت را تأييد مي‌كنند و يا احيانا با افتادن يك وزير، شايد براي كل دولت بايد رأي اعتماد بگيرند، هرگونه كه مي‌خواهند، رفتار مي‌كنند، در حالي كه اين را نمي‌دانند كه مقام معظم رهبري هم بر اين نكته تأكيد دارند كه نمايندگان بايد وظايفشان را به نحو احسن انجام دهند.

نماينده اروميه در پايان اظهار داشت كه من از شش وزير در يك روز سؤال داشتم كه اين در تاريخ مجلس بي‌سابقه است:
1. از وزير آموزش و پرورش درباره معلمان حق‌التدريسي
2. از وزير نفت درباره مسأله كپسول‌هاي گاز
3. از وزير جهاد كشاورزي درباره مركز تحقيقات
4. از وزير علوم درباره بحث كنكور
5. از وزير بهداشت درباره برگزاري امتحانات كارشناسي ارشد
6. از وزير صنايع درباره اجرا نشدن مصوبات استاني سفر اول رئيس‌جمهور

و فكر كنم با اين حجم پرسش‌ها بايد ركورددار باشم!

+ نوشته شده در  یازدهم دی 1387ساعت 18:37  توسط علی | 

بسم الله الرحمن الرحیم  

جناب آقای قوچانی  

سردبیر محترم مجله وزین شهروند  

با سلام و آرزوی توفیق الهی، مطالب شماره‌های اخیر مجله شهروند در باره انتخابات ریاست جمهوری و تعریض‌های مکرر نویسندگان مجله به آقای خاتمی و اصلاح طلبان حامی حضور وی در این انتخابات که ظاهراً قرار است به مضمون ثابت شماره‌های آینده شهروند امروز تبدیل شود، مرا برآن داشت که نکاتی را با شما و خوانندگان محترم درمیان بگذارم. اگر بنا بر پاره‌ای از ملاحظات مربوط به خط مشی مجله انتشار این وجیزه به صواب تشخیص داده نشد، می‌توانید آن را پاسخی قانونی و در عین حال دوستانه به نقدها و نقل‌های مستمر اما غیر مستند و تحریف شده‌ای تلقی فرمایید که از مواضع و اظهارات دوستان بنده در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در آن مجله منتشر می‌شود. علت تأخیر در ارسال این نامه را بگذارید به حساب تردیدها و وسواس‌های بنده که مبادا حمل بر قصد و غرضی دیگر شود. اما نهایتاً اطمینان از سعه صدرمسئولان شهروند در برابر نقد و انتقاد به این وسواس‌ها خاتمه داد .

دوست عزیز شما می‌دانید که شناخته شده‌ترین احزاب و گروه‌های طرفدار حضور خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری آینده، تنها احزابی در کشور به شمار می‌آیند که آگاهانه و به نحوی هدایت شده از داشتن نشریه محرومند و نامشان در فهرست سیاه رسانه ملی کشور قرار دارد تا مبادا جامعه نام و سخنی از ایشان بشنود. دستکم شما به عنوان یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای و صاحب قلمی توانا و آشنا با نقش و تأثیر رسانه، نیک واقفید که عرصه رقابت انتخابات ریاست جمهوری آینده که در آن تقریباً تمامی رقبا از امکانات متعدد رسانه‌ای برخوردار و به فراخور مورد عنایت رسانه‌ملی قرار دارند، برای ما و دوستانمان تا چه حد ناعادلانه و بلکه ظالمانه است. از امکانات مالی و حمایت‌های بی‌دریغ که نامی جز رانت و سوء استفاده از قدرت و یا نزدیکی به قدرت نمی‌توان برآن گذارد، سخنی نمی‌گویم که سخن گفتن از آن هیچ سودی جز تبدیل این یادداشت به مکتوبی غیر قابل انتشار ندارد. به رغم این همه ما و دوستانمان از آغاز بنا را بر این گذاشته‌ایم که در این عرصه، حضور و رفتاری دموکراتیک داشته باشیم و در این رقابت نابرابر به قواعد رقابت سالم ملتزم بمانیم .

هم از این رو در جمع دوستان اصلاح طلب همواره و پیش از دیگران بر حق احزاب وگروه‌های ائتلاف اصلاح طلبان بر معرفی و حتی تبلیغ و ترویج کاندیدای مورد نظر خویش تأکید و از آن استقبال کرده‌ایم. ما بر این باور بوده و هستیم که وجود نامزدهای متعدد اصلاح طلب، در این مرحله موجد هیچ نگرانی نیست. زیرا با توجه به تنوع و تکثرفکری و سیاسی موجود در میان اصلاح طلبان، این حق گروه‌های اصلاح طلب و دیگر گروه‌های سیاسی منتقد است که مواضع و دیدگاه‌های خود را مطرح و از کاندیدای مورد نظر خود حمایت کنند. طبیعی است هرگونه اجماع و توافق بر کاندیدای واحد منوط به مطرح شدن کاندیداها و فراهم آمدن امکان ارزیابی ایشان و میزان نفوذ و مقبولیت اجتماعی آنها است. گمان بنده و دوستانم این است که اکثر اصلاح طلبان با توجه به تجربه سال‌های اخیر به این درک و درایت رسیده‌‌اند که اگر خواهان حضوری مؤثر و نه صوری در انتخابات هستند، راهی جز اجماع و ائتلاف ندارند. بنابراین حضور کاندیداهای مختلف را در این شرایط نشانه تفرقه و اختلاف و یا دستکم ناتوانی اصلاح‌طلبان در دستیابی به اجماع نمی‌دانیم و این ظرفیت را در ایشان می‌بینیم که در مرحله بعد بر سر راهکاری دموکراتیک برای اجماع حول کاندیدای واحد به توافق برسند .

در این مجموعه حداقل توافق و انتظار این بود که از تخریب یکدیگر بپرهیزیم سوژه تبلیغات هدفدار رسانه ملی و موجب دلسردی و ناامیدی خیل عظیم شهروندان مشتقاق و منتظر نشویم. این در واقع تنها خواسته و انتظار ما بوده و هست و خود سخت بدان ملتزم بوده‌ایم، بطوری‌که تصور نمی‌کنم کسی بتواند حتی یک نمونه ارائه کند که دوستان بنده در مصاحبه‌ها یا سخنرانی سخنرانی‌های خود حرمت کاندیدای اصلاح طلبی را پاس نداشته و یا در تخریب او سخن گفته باشند .

جناب قوچانی عزیز! متأسفم بگویم این حداقل انتظار و توافق از سوی برخی از دوستان از جمله مجله وزین شهروند امروز پاس داشته نمی‌شود. تا آنجا که ظاهراً برخی رسالت خود را تلاش برای نیامدن خاتمی دانسته و به جای تبلیغ کاندیدای خود پروژه «نیامدن خاتمی» را در دستور قرار داده‌اند. این چنین است که چه زمانی که سخن در باره خاتمی است و چه زمانی که سخن در باره کاندیدای دیگر است، خود را ملزم و موظف به عیب‌جویی و نقد خاتمی می‌دانند. ظاهراً در میان کاندیداهای مطرح در میان اصلاح طلبان این تنها خاتمی است که اثبات هر کاندیدایی چه اصلاح طلب و چه غیر اصلاح طلب در گرو نفی او تلقی می‌شود. تا جایی که برخی دوستان اصلاح طلب ما فراموش کرده‌اند که خاتمی بیش از سه سال است کرسی ریاست جمهوری را به کس دیگری سپرده و امروز جلب آرای مردم درگرو نقد عملکرد دولتمردان کنونی است و نه عملکرد خاتمی .

زمان زیادی از انتشار مجله وزین شهروند امروز نمی‌گذرد. شهروند امروز با این هدف پای به خانواده مطبوعات کشور گذاشت که صدای عام اصلاح طلبان باشد. با توجه به محرومیت ما از داشتن رسانه غیرطبیعی نبود اگرانتظار می‌داشتیم اگر نه بیش از دیگرانی که صاحب رسانه هستند و نامشان در فهرست سیاه صدا و سیما قرار ندارد، صدای ما دستکم به اندازه و شدت صدای ایشان در شهروند امروز انعکاس داشته باشد. این انتظار به ویژه از دوستان اداره کننده شهروند امروز، البته انتظار زیادی نبود، اما امروز از این انتظار که شرط مروت و دوستی است، چشم پوشیده‌ایم. تنها توقع ما این است که با تخریب و بیان تحلیل‌های غیر مستند، ما و شما سوژه «بیست و سی» نشویم .

جناب آقای قوچانی !

مسلماً به امثال بنده حق خواهید داد که روند رو به افزایش انتشار اخبار و نقل قول‌های غیر مستند و عاری از حقیقت مذکور را که از قضا همگی به افراد طرفدار حضور خاتمی در انتخابات مربوط می‌شود، حاصل یک اتفاق و یا نتیجه سهوهای معمول در کار روزنامه نگاری ندانیم .

آیا واقعاً باید خود را قانع سازیم که مثلاً ذکر بی دلیل آدرس و مشخصات نشست جمعی از روزنامه‌نگاران و حساس کردن برخی مراکز به این نشست در یک مقاله‌ به ظاهر تحلیلی از سر اتفاق و ناشی از سهو است؟  

دوست عزیز! حداقل شما که خود و پدر همسرتان آقای باقی - که خداوند ثابت‌قدم و برقرارش بدارد -، با تمام وجود میزان امنیت حرفه‌ای روزنامه‌نکاران را در این کشور لمس کرده‌ و می‌دانید کشور عزیز ما از نظر امنیت و امید به آینده در حرفه روزنامه نگاری و عمر متوسط روزنامه در مقایسه با دیگر کشورهای جهان پایین‌ترین رده‌ها را به خود اختصاص داده است، با این وصف حساس کردن بی‌دلیل برخی محافل که کینه‌ای هیستریک به روزنامه‌نگارن دارند، نسبت به نشست ساده جمعی از روزنامه‌نگاران اصلاح طلب، آنهم با ارائه اطلاعات مغلوط (اما آدرس دقیق) تنها به این دلیل که احتمال دارد در حمایت از خاتمی فعال شوند، چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ این رفتار با کدامیک از موازین حرفه‌ای، دموکراتیک و اخلاقی سازگار است؟ یقین دارم که شخص شما چنین رفتاری را تأیید نمی‌کنید و قطعاً به مقاله مذکور از این منظر ننگریسته‌اید، اما وقتی بنا شد به جای تبلیغ کاندیدای مورد علاقه، پروژه «نه خاتمی» در دستور قرار گیرد، چنین اقداماتی از برخی همکارانِ فاقد تدبیر و درایتِ کافی، چندان دور از انتظار نیست .

برادر عزیز! در شماره‌های اخیر نشریه شهروند اصرار و تعمد عجیبی مشاهده ‌می‌شود اعضای سازمان عده‌ای تند رو، مخالف گفت‌وگو و ائتلاف معرفی شوند که هیچ پیشنهاد معقولی را برنمی‌تابند و سد راه اصلاح طلبان برای دستیابی به توافقی منطقی هستند. در یک شماره از قول برادرمان آقای تاجزاده نقل می‌شود که در جلسات گروه هفت مانع شکل گیری توافق شد، در شماره دیگر از قول یک عضو برجسته و باسابقه و پیر سیاست که (لابد منظور نویسنده آقای بهزاد نبوی نیست!!!) نقل می‌شود که مانع تلاش‌های برادرمان آقای الویری برای رسیدن اصلاح طلبان به یک راه حل معقول شد. در شماره‌ای دیگر به اعضای سازمان نسبت داده می‌شود که مخالف کاندیدا شدن افراد دیگری به جز آقای خاتمی در میان اصلاح طلبان هستند و ... .

دوست من! اتهام تندروی علیه سازمان البته ابداعی و جدید نیستند. سالهاست که کیهان و یالثارات جهدی بلیغ در انجام این مأموریت دارند، اما شهروند امروز چرا؟ حداقل شما که به حکم سابقه آغاز فعالیت مطبوعاتی در نشریه عصرما شناخت دقیق و بلاواسطه‌ای از دیدگاه‌های سازمان و اعضای آن دارید و به خوبی می‌دانید که از دهه هفتاد تا کنون که مبارزه با انحصار و اقتدار گرایی در دستور کار نیروهای خط ‌امام آن زمان و سپس اصلاح طلب این زمان قرار گرفته است، خط مشی سازمان به ویژه در دوره‌های انتخاباتی ایجاد توافق و تقویت انسجام در میان خط امامی‌های آن‌روز و اصلاح طلبان امروز بوده و هست. شما که به خوبی می‌دانید در طول سال‌های اخیر ما تنها حزبی بودیم که در برابر کم لطفی‌ و اظهار نظرهای صریح و غیر منصفانه برخی دوستان، تنها برای این که مشارکتی در تشدید اختلاف و تفرقه نداشته باشیم و مورد سوء استفاده قرار نگیریم، از هرگونه پاسخ و یا مقابله به مثل خودداری کردیم. شما که خوب می‌دانید در باره انتخابات ریاست جمهوری آینده ما اولین حزبی بودیم که بر حق احزاب اصلاح طلب بر معرفی کاندیدا تأکید کرده و آن را مغایر با اصول وحدت و ائتلاف ندانسته و تأکید کردیم احزاب اصلاح طلب پس از معرفی کاندیدای مطلوب خود و تبلیغ در باره آنها می‌توانند براساس راهکاری دموکراتیک درباره کاندیدایی که بیشترین محبوبیت اجتماعی را کسب کرده‌است، اجماع کنند. این فهرست می‌تواند بسیار طولانی تر از این شود، مثلاً داستان‌های پیدا و پنهان چهارسال مجلس ششم را که به رغم روایت‌های مغلوط برخی از دوستان کم لطف از بیان آنها خودداری کردیم،نیز شامل شود. اما به دلایل پیشین به همین مقدار اکتفا کرده، بیان ناگفته‌های مجلس ششم را به فرصتی مناسب وامی‌نهم .

این ها و بیش از این‌ها را شما خوب می‌دانید. اگر در این قسمت شما را مخاطب قرار می‌دهم برای یادآوری به برخی دیگر است که ظاهراً گذشت زمان دچار نسیانشان کرده است .

نیک به خاطر دارید که از آغاز دوره اصلاحات تا همین یکی دوسال پیش از سوی همین‌ها که امروز سعی در ترسیم چهره‌ای افراطی از ما دارند، متهم به محافظه‌کاری بودیم .

زمانی آقای هاشمی رفسنجانی شده بود تنها مشکل این جماعت و وقتی به ایشان گوشزد می‌کردیم مشکل این کشور جایی دیگر و چیزی دیگر است، متهم می‌شدیم به ساخت و پاخت با آقای هاشمی .

ما که در آن ماجراها به رغم انتقاداتی که به سیاست‌های آقای هاشمی داشتیم، نه حاضر شدیم علیه وی سمیناربرگزار کنیم و نه هزینه‌ آن را تأمین کنیم، متهم بودیم به مصلحت اندیشی .

در مقطعی دیگر تابوهایی مانند عالیجناب سرخ‌پوش و سیاه پوش و ... آفریدند و اذهان را از مشکل اصلی به سوی آنچه که چیزی جز زاییده اذهان مشوش و متوهم نبود، منحرف کردند و ما به دلیل عدم همراهی با این تابو آفرینی متهم شدیم به سازشکاری .

زمانی که شعارهای تند چپ‌روانه خریدار داشت، به خاطر طرح راهبرد آرامش فعال آماج حمله و انتقاد همین جماعت بودیم و متهم به این که با این شعار اصلاحات را زمین‌گیر کردیم .

زمانی دیگر که برخی شعار خروج از حاکمیت می‌دادند ما متهم‌ بودیم به این که طعم قدرت زیر دندانمان مزه کرده است .

زمانی نیز شعار عبور از خاتمی می‌دادند و سودای درانداختن طرحی دیگر داشتند باز ما بودیم که به دلیل عدم همراهی با ایشان اصلی‌ترین مانع تحقق طرح‌های عقیم و ذهنی مذکور قلمداد می‌شدیم .

روزی دیگر پیش از روزهای اخیر ما تنها به دلیل این که ایده جبهه دموکراسی خواهی را کارآمد و سازگار با واقعیات سیاسی اجتماعی نمی‌دیدیم و از پیوستن به آن خودداری کردیم، متهم شدیم که سعی در جلب نظر و خشنودی قدرت داریم و چشم امید به لطف و رضایت او دوخته‌ایم .

و امروز همان‌ها که این انبوهه را در کارنامه خود دارند چنان معقول و معتدل شده‌اند که ما در نظرشان تندرو و افراطی و مخالف گفت‌وگو و توافق و ائتلاف شده‌ایم. دیگر نه تنها آقای هاشمی تابو نیست، بلکه می‌توان با افتخاردرنشریه متعلق به همفکران و یاران ایشان نیز قلم زد. امروز که معلوم شده است جاده‌ای که برای خروج از حاکمیت در نظر گرفته شده بود و به گام زدن در آن دعوت می‌شد و از کنار تابلوی خاتمی عبور می‌کرد به منزل آقای کروبی ختم می‌شود، ماهیت آن شعار‌های آوانگارد و رادیکال و درک و هوش سیاسی صاحبان آن شعارها را بهتر می‌توان درک کرد. همین‌جا بگویم آقای کروبی همواره برای ما محترم بوده‌اند و همواره خود را به حفظ حرمت ایشان ملتزم دانسته‌ایم. اما مطمئنیم خود ایشان نیز میان خویش و آن شعارها هیچ نسبتی نمی‌بینند .

ما امیدواریم آنها که زمانی از جمله نشانه‌ها و دلایل سازشکاری ما را رأی دادن و دفاع از ریاست آقای کروبی در مجلس ششم می‌دانستند و عللی نظیر حضور آقای کروبی در ریاست مجلس ششم موجب قهر ایشان با اصلاحات و گام نهادن در جاده خروج از حاکمیت و عبور از خاتمی بود، امروز از سر صدق و راستی به آقای کروبی رسیده باشند؛ ما این عقلانیت را گرامی می‌داریم و از فاصله‌گرفتن ایشان از شعارهای پوچی که راه به ناکجا آباد می‌برد، خوشحالیم و به هیچ وجه قصد یادآوری و به رخ کشیدن گذشته را نداریم؛ تنها متعجب ونیز گلایه‌مندیم که چرا ما باید مرغ عروسی و عزا باشیم .

دوست عزیز آقای قوچانی !

به راستی نمی‌دانم وقتی هیچ‌کس در میان اصلاح طلبان مخالفتی با طرح کاندیداهای متعدد و حتی تبلیغ و ترویج آنها ندارد،‌ چه مشکلی باقی است و چه جایی برای ابهام‌آفرینی و ایجاد کدورت است؟ چنان که گفتم من و دوستانم حق شما می‌دانیم که آقای کروبی را گزینه مناسب و مطلوب تشخیص دهید و خود را متعهد به تبلیغ ایشان بدانید، حتی اگر لازم تشخیص دهید مجله شهروند را نیز تریبون ایشان کنید. تنها خواسته ما این است که به همین مقدار برای ما به عنوان یک حزب سیاسی حق تشخیص ونظر متفاوت قائل باشید و این اجازه را به ما نیز بدهید که ضمن تمام احترامی که برای جناب آقای کروبی قائلیم، فرد دیگری را برای ریاست جمهوری مطلوب‌تر بدانیم. این نه عادلانه است و نه اخلاقی که تبلیغ و ترویج شما از کاندیدای خود و بلکه تخریب کاندیدای دیگران عین پایبندی به دموکراسی و منطق وحدت و ائتلاف تبلیغ شود و متقابلاً اگر ما که یک حزب سیاسی هستیم و از داشتن رسانه و روزنامه محروم، ضمن احترام به کاندیداهای دیگر از خاتمی بگوییم، متهم به مطلق گرایی و جزم اندیشی و وحدت شکنی شویم. چنان که می‌بیند این خواسته زیادی نیست .

شما البته مختارهستید که به رغم برخورداری و یا آشنایی با اندیشه مدرن عرصه رقابت سیاسی را به سطح روابط رفیق رفاقتی لوطی منشانه تقلیل دهید یا ندهید، داستان‌های داش‌آکل و قیصر و طوقی را در مقالات و سرمقالات و تحلیل‌های سیاسی یک نشریه سیاسی جدی بازتولید کنید یا نکنید، و این شیوه را به نفع کاندیدای خود و به ضرر دیگران تشخیص بدهید یا ندهید، که گفته‌اند صلاح ملک خویش خسروان دانند. آنچه برشما پسندیده نیست عدول از طریق عدالت و انصاف است .

از شما انتظار نداریم به جبران بی‌عدالتی که هيئت نظارت بر مطبوعات و دولت نهم بر ما روا می‌دارند، صفحاتی از مجله را در اختیار ما بگذارید. تنها توقع داریم برای ما به عنوان یک حزب حق عمل حزبی و سیاسی قائل باشید. همچنان که در شرایط حساس و ناگوار کنونی این انتظار از ما و شما هست که با تخریب یکدیگر مایه دلسردی بخش مهمی از جامعه را که امروز ناامید از همه جا چشم به عمل ما دوخته‌اند، فراهم نیاوریم .

محسن آرمین

+ نوشته شده در  یازدهم دی 1387ساعت 18:35  توسط علی | 
نحوه پرداخت یارانه به مردم

 

نحوه پرداخت یارانه تا  دوره به این صورت که تو این دو دوره پولی که از طرف دولت

قراره داده بشه بدون توجه به اینکه کی داره و کی نداره به همه تعلق میگیره و میتونین

حال کنین اما میدونین دوره سوم چه زمانی میوفته.

اهان اینجاش مهمه دقیقا میفته بعد از  خرداد 88 .

حتما میگید اوووووه کو تا اون موقع ای ول نه داداش  اینو باید بدونید دوره سوم

بعد از انتخابات ریاست جمهوریه.

حالا حکمتش چیه یا جریان چیه باخودتون.

تا بعد...
+ نوشته شده در  هجدهم شهریور 1387ساعت 12:55  توسط علی | 
طرح  خانوار دولت

 

طرح خوبیه چند سال پیش ترکیه به ماپیشنهاد ریانه ای کردن اجناس رو شروع

کنیم که رئیس دولت وقت به خاطر بوجود اومدن تورم بیخیال شد.

اما ترکها اینکار رو انجام دادن.و حالا هم تو این زمینه کاملا موفق هستن.

فرق اونا با ما اینجا بود که اونا همون زمان هم اکثرا زندگی مرفهی داشتن

و اونهایی هم که نداشتن با افزایش حقوق و گرفتن یارانه خودشون از دولت

تونستن به صورت عادی زندگی کنن.

اما دولت ما میدونه با این کار چه بلایی سر مردم میاد.

اقای رئیس جمهور به عنوان یه جوون نظرم رو میدم.

این طرح زندگی عادی مردم رو هم به هم میریزه.

این طرح خوبه قبول ولی واسه اجرای این طرح خیلی زوده.

منم به عنوان یه شخص نظری دارم که دادم.

البته حرفام خیلی زیاده ولی فعلا بسه.

تا بعد....
+ نوشته شده در  هجدهم شهریور 1387ساعت 12:53  توسط علی | 
حکایت قطع برق و اب پاییتخت!

 

راستش قضیه قضیه ی جالبیه!

حدود یه هفته پیش واسه سر زدن به یکی از رفقا راهه کرج رو پیش گرفتم ساعت 7 شب!

جاتون خالی تا ساعت 4 صبح بیدار بودیمو از هر دری گفتیمو خندیدیم بعد گرفتیم خوابیدیم!

ساعت 8 از شدت گرما بیدار شدم دیدم بچه ها هم بیدارن گفتم چرا کولر رو روشن نمیکنید

گفتن اب قطع شده هم کولر خراب میشه هم بادش گرمه!

شیرای اب باز بود ساعت 12 ظهر شد دیدیم قطره قطره اب داره از شیر میچکه یهو اب وصل شد

تا پاشدیم کولر رو بزنیم یهو برقا قطع شد و اعصاب همه خرد!

بدشانسی از این بالاتر؟ نشستیم تا بعد از 2 ساعت که به قول معروف برقها وصل شد و بازم

اب قطع شد این وضعیت تا ساعت 5 بعد از ظهر ادامه داشت.

خلاصه این رفتن ما به کرج زهر مار شد واسمون.

همون ساعت 7 شب به سمت تهران راه افتادم.

باز قربون تهران که فقط روزی 2 ساعت ناقابل برقها قطع میشن
+ نوشته شده در  شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:48  توسط علی | 
ماجراهای اقای قطبی !

 

من خودم از طرفدارای سرسخت افشین قطبی بودم البته تا اخر فصل قبل!

ولی این فصل با اخلاق و رفتارهای عجیبو غریبی که این فصل از خودش نشون میده همه رو

کفری کرده از طرفدارها گرفته تا رسانه ها!

میگه من مربی پروازی نیستم انگار ما توی یه کشور عقب افتاده زندگی میکنیم!!

اخه اقای قطبی عزیز هفته ای یه بار مسافرت دو روزه داشتن به دبی برای سر زدن به

بانو یوروم چه معنی داره؟اسمش پروازی بودن نیست؟

یه باره دیگه میگه من پشیمونم به ایران اومدم و اگه دیوانه نبودم نمیومدم!

اقای قطبی عزیز ما ایرونیا درسته مشکل داریم اما افتخار میکنیم ایرونی هستیم اقای عزیز!

به شما که بد نمیگزره یهو شدید سرمربی بزرگترین و پر طرفدارترین تیم ایران با دستمزد

800 هزار دلاری!!!فصل قبل که حمید استیلی تیم رو بست که خدایی تیم خوبی هم بست

و با روحیه دادن به همه ی بچه ها اسباب قهرمانی رو فراهم کرد!

این فصل هم که افشین پیروانی و عابدزاده یه تیم رویایی بستن و عابدزاده با روحیه ی مثال

زدنیش به کل تیم روحیه میده!

شما هم که توی این دو فصل یه هفته مونده به شروع مسابقات تشریف میارید!!

واقعا چی از این بهتر؟؟؟؟

جناب قطبی ما طرفدارای پرسپولیس یه نصیحت بهت میکنیم!اقای عزیز اگه دلت با پرسپولیس

نیست شما رو بخیر ما رو به سلامت!!!!

والسلام...
+ نوشته شده در  شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:45  توسط علی | 
داوری های فوتبال ایران !!!

 

                               راستش میخواستم چند جمله ای هم در وصف داوری های لیگ برتر

فوتبال بگم که فکر نکنم احتیاج باشه چون انچه عیان است چه حاجت

به بیان است !

برنامه نود رو دیدید ! واقعا با اقای عنایت حال کردم چقدر فروتن و رو راست

هنوز ریاست اقای غیاثی یادمه که اگه داورش یه اشتباه تابلو و فاحش انجام میداد

نه تنها قبول نمیکرد بلکه با داد و بیداد و عصبانیت حرف خودشو به کرسی مینشوند.

اما عنایت خیلی روراست تمامی اشتباهات رو پذیرفت و عذر خواهی کرد.

بازم گلی به گوشه جمال شما مسعود خان که حداقل اشتباهاتتون رو قبول میکنید اونم

توی دورانی که هیچ مسئولی اشتباهاتو قبول نمیکنه
+ نوشته شده در  شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:39  توسط علی | 
انتقام به سبک اقایون رئیس!

اقای نجف نژاد یادتونه؟

مدیر عامل تیم استقلال؟

افرین همون که اون افتضاح ارسال اسامی تیم استقلال برای مسابقات اسیایی در زمان مدیریتشون

رخ داد و باعث شد که رئیس سازمان برکنارش کنه و باهاش برخورد کنه.

بله این اقای نجف نژاد الان نماینده مجلس شده.حالا قضیه انتقام گیری چیه : عرض میکنم.

بعد ناکامی ما توی المپیکه این چشم بادامی ها شدیدترین نطق ها در مجلس علیه سازمان

تربیت بدنی و شخص علی ابادی رو اقای نجف نژاد داشته و حتی صحبت از برکناری ایشون

رو هم زده.به نظر من خیلی خوش بینانه که به این قضیه نیگا کنیم.میشه انتقام گیری دیگه.

خدا اخر و عاقبت ما رو با ورزش نه ببخشید سیاست این کشور به خیر کنه!

اقایون بی خیال با دنبال مقصر گشتنو کی بود کی بود من نبودم چیزی درست نمیشه!

بابا بیاین مشکل این ورزشو ریشه ای حل کنید نه انتقامی و سیاسی!

بیخیال بابا کو گوش شنوا !!
+ نوشته شده در  شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:35  توسط علی | 
کشتی!کشتی!کشتی!

خدایی اسم ورزش کشتی و نتایجش تو المپیک که میاد وسط ادم اشکش در میاد اخه اینقدر افتضاح

اینقدر نتایج ضعیف!اخه اقای معزی پور المپیک جای کسب تجربه واسه جووناست؟

ما که توی هر المپیکی پر امید ترین تیم ورزشیمون کشتی بود چرا اینجوری؟

بجای جوونگرایی بین کشتی گیرا باید اعضای کادر فنی جوون میشدن یه مربی جوون خوب

توی کادر بود ( محمد طلایی) که اقایون خواستن به عنوان تماشاگر با خودشون ببرن که طلایی

هم نرفت واقعا خوب شد نرفت.

اما انتقاد اصلی بر میگرده به سازمان تربیت بدنی و شخص علی ابادی!

بله!اقای علی ابادی اقای یزدانی خرم توی فدراسیون والیبال یه مدیر موفق بوده دلیلی نداره

این اقا توی فدراسیون کشتی هم موفق باشه که!

یعنی کشتی ما اینقدر بیچاره است که یکی خارج از خونواده کشتی رئیسش باشه؟

امثال : خادم ها / برزگرها / دبیرها / جدیدی ها / و.....!

اینها که از خانواده ی کشتی هستن نمیتونن این فدراسیون رو اداره کنن؟

بزرگترین رسوایی کشتی کجاست اونجا که اقای صنعتکاران پیشکسوت بزرگ کشتی و معاون

فدراسیون کشتی توی یه برنامه تلویزیونی کانال دو گفت : مربیان داخلی امتحان پس داده ان

باید مربی خارجی بیارییم.واقعا جای تاسف داره واسمون ما خودمون معمار کشتی جهان هستیم

یه زمانی حرف اول رو میزدیم اما حالا....!

اگه کشتی ما عقب افتاد یا اصلا ورزش ما عقب افتاد به خاطر سیاسی بازی و جا به جایی های

مداوم مدیران ورزشی در کشوره هیچ دلیله دیگه ای هم نداره.

+ نوشته شده در  شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:33  توسط علی | 
اندر حکایت نتایج المپیک پکن

 

واقعا به این فکر کردید که اگه هادی ساعی با غیرت بازی در نمیاوردو این مدال طلا رو

نمیگرفت اقایون چه حرفی واسه گفتن داشتن بازم تا حدودی دم علی ابادی گرم حداقل یه

معذرت خواهی خشک و خالی کرد.من به شخصه از خودم دوست نداشتم هادی ساعی هم

مدال بگیره تا اقایون بفهمن اشتباه کردن.

یکی نیست بگه اقای قره خانلو رئِِِیس کمیته ی ملی المپیک 40 میلیارد خرج 55 تا ورزشکار

کردید چه نتیجه ای گرفتید اخه وقتی فقط تو 3 تا رشته امید کسب مدال داشتید نصف این پول رو

خرج همین 3 رشته میکردید تا حداقل از اتیوپی بیشتر مدال میگرفتیم.اخه اتیوپی!!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا اقایون کی بود کی بود من نبودم راه انداختن اقای کفاشیان که هر وقت حالا که نتایج المپیک

به این افتضاحی شد انگار نه انگار دبیر کمیته ی المپیکه فعلا اومده فدراسیون فوتبال حالا اگه

توی مقدماتی جام جهانی هم نتیجه نگیریم میره کمیته المپیک.

نکته : اینم از مزایای دو شغله بودنه دیگه !!

تازه اقایون میان میگن نتایج المپیک نا امید کننده نبوده!!!!بابا خیلی رو دارید خدایی!!!!!!!!
+ نوشته شده در  شانزدهم شهریور 1387ساعت 13:28  توسط علی | 

شاید نمیدانستید که.....!

جویدن ادامس در سنگاپور ممنوع است!

تقلب کردن در مدارس سنگاپور ممنوع است وافرادبالای 15 سال برای تقلب به زندان میروند!

تماشای فیلم کاراته ای در عراق تا سال 79 ممنوع بود!

در تایلند همه سینماها روها مجبورندهنگام پخش سرود ملی قبل از فیلم قیام کنند!

در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر ان خوابیده ممنوع است!

در برمه دسترسی به اینترنت ممنوع استدر صورت داشتن مودم حبس!

در ویکتوریای استرالیا تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ را دارند
+ نوشته شده در  یازدهم مرداد 1387ساعت 1:31  توسط علی | 

ناگفته هایی از البرت انیشتن

                                                                                

 البرت انیشتن فیزیکدان المانی اواخر قرن نوزده واوایل قرن بیستم است.او جایزه نوبل فیزیک را بخاطر خدماتش

بهفیزیک دریافت کرد.

در این مطلب به چند نکته جالب در رابطع با او اشاره میکنم :

چاق با سری بزرگ!

او با سری بزرگمتولد شد.وقتی انیشتن به دنیا امد خیلی چاق بود وسر خیلی بزرگی داشت تا انجا که مادرش تصور

 میکرد کودکی ناقص بدنیا امده است اما بعد از چند ماه سر و بدنش به اندازه طبیعی بازگشت.

حافظه ضعیف برای چیزهای عادی!

حافظه اش به خوبی انچه تصور میشد نبود.انیشتن میتوانسته کتابهای مملو از فرمول وقوانین را حفظ کند اما برای

یاد اوری چیزهای معمولی واقعاحافظه ضعیفی داشته است.او یکی از بدترین اشخاص در بیاد اوردن سالروز تولد

عزیزان بود.

بیزار از داستانهای تخیلی!

او از داستانهای علمی_تخیلی به شدت بیزار بود.زیرا احساس میکرد انها باعث تغییر درک عامه مردم از علم

میشوند و در عوض به انها توهم باطلی از چیزهایی که حقیقتا"پ نمیتوانند اتفاق بیفتد.

ناموفق در اولین کنکور!

او در ازمون ورودی دانشگاه رد شد.در سال 1895 در سن 17 سالگی که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که

تاکنون متولد شدهدر ازمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد.در واقع او بخش علوم و ریضیات

را پشت سر گذاشت ولی در بخشهای باقی مانده مثل تاریخو جغرافی رد شد.وقتی بعدها از او در این رابطه سئوال

شد او گفت:انها بی نهایت کسل کننده بودند و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سئوالات را در خود حس نمیکرد.

بی تفاوت به لباس!

علقه ای به پوشیدن جوراب نداشت.انیشتن در سنین جوانی در یافته بود که شست پا باعث ایجاد سوراخ در کفش

میشود به همین خاطر تصمیم گرفت دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

علاوه بر این او هرگز برای خوشایندی دیگران لباس نمیپوشید.او عقیده داشت یا مردم او را میشناسند و یا

نمیشناسند .پس این مورد قبول واقع شدن ان هم از روی پوشش چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟

هدیه تولد از پدر!

الهام گر او یک قطب نما بود.انیشتن در سنین نوجوانی یک قطب نما از پدرش به عنوان هدیه تولد دریفت کرد.

وقتی او طرز کار قب نما را مشاهده میکرد سعی میکرد طرز کار انرا درک کند.اوبعد از انجام این کار بسیار

شگفت زده شد.بنابراین تصمیم گرفتعلت نیروهای مختلف را درک کند......

رازهایی از مغز او!

بعد از مرگ او در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد اما این کار به صورت

غیر قانونی انجام شد.

بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.هاروی تکه هایی از مغز

انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد.از این مطالعات دریافت میشود که مغز انیشتن در

مقایسه با میانگین انسانها مقدار بسیار زیادی از سلول های گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.

همچنین مغز او مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته که امکان ارتباط اسانتر

سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می سازد.
+ نوشته شده در  یازدهم مرداد 1387ساعت 1:29  توسط علی | 

همونطور که همه میدونید ابی و قرمزای پاییتخت امسال بد فرم تو فصل نقل وانتقالات عمل کردنو

خلاصه هرچی بازیکن بود رو درو کردن میخوام تغییرات دو تیم رو بنویسم البته اول پرسپولیس!

پس اینجا پرسپولیس است......اماده باش به اسیا!

تغییرات:

مدیر عامل:

خداحافظ حاج حبیب:اولین تغییر در سمت مدیر عاملی که خیلی غیر منتظره بود.

سلام داریوش خان:همونقدر که رفتن کاشانی غیر منتظره بود حضور مصطفوی هم عجیب بود.

هیات مدیره:

علی سعید لوکاشانی و بیادی:نتوانستند جلوی رفتن کاشانی رو بگیرن خودشونم رفتنی شدن.

اینم هیات مدیره جدید!

حسین هدایتی:ابراموویچ ایران

اخوندی:یار جدا نشدنی علی ابادی

مجید فرخزادی:سالهای گذشته همیشه جزو مشاوران باشگاه بوده

داریوش خان مصطفوی:همتون که دیگه میشناسیدش مرد زحمتکش ورزش

کادر فنی هم جان سالم بدر نبرد!

حمید استیلی:اصلا فکرشو نمیکرد یه شبه همه چیز عوض شه دیگه احتیاج به توضیح نیست!

مرزبان:اینقدر حاشیه درست کرد که رفتنی شد!

سعید عزیزیان:!!!!!!!!!!

کادر جدید!

افشین پیروانی:بعد از دو فصل حضور در استادیوم ازادی بالاخرهوارد کادر پرسپولیس شد!!!

احمدرضا عابدزاده:با اومدن عقاب اسیا همه ی هواداران پرسپولیس خوشحال شدن!

عابدزاده                             

کوسا:مربی برزیلی که سابقه دروازبانی چه در مقم بازیکن چه در مقام مربی!

یک تیم جدا شده!به این اسامی دقت کنید!

حسن رودباریان:نتونست انتظارات رو بر اورده کنه!

فرشید کریمی:احتیاج به توضیح نیست!

شیث رضایی:خودش فکر میکنه یاغیه اما زهی خیال باطل!اینقدر دور المان گشت تیم گیر نیاورد رفت صبا قم!

مامانی:اینم مثلا یاغیه!

عباس اقایی:بازیکن بزرگی بود اما حوصله شلوغی و حاشیه رو نداشت رفت سایپا!شایدم واس خاطر تیم ملی!!!!

حسین کعبی:از دست همه ناراحت بود رفت!از مسئولای تیم!از هوادارا!

جورج اراندا:کسی نفهمید قطبی چرا این هافبک رو خرید و گذاشت رو نیمکت بعدم که پولشو گرفتو رفت!!!!

ماته:مهجم خوبی بود اما بی سروصدا مثل همه خارجیا رفت!

فراز فاطمی:مهاجم خوش اخلاق ارتش سرخ پس از دو سال رفت!

احسان خرسندی:به خاطر مخالفت پیروانی رفتنی شد!از استقلال پیشنهاد داشت اما ابومسلمی شد!

خریدهای کهکشانی سرخ!

میثاق معمارزاده:پدیده دروازبانی در سایپا!

مجتبی شیری:مدافع سابق پرسپولیس و ملیپوش استقلال اهواز به پرسپولیس برگشت!

علیرضا محمد:مدافع فصل قبل راه اهن اونقدر خوب بود که پرسپولیسی شد!

اتسو:مدافع فصل قبل ابومسلم هم پرسپویسی شد!

محمد منصوری:منصوری چپ پای فصل اینده میتونه اچار فرانسه پرسپولیس باشه!

ایوان پتروویچ:بهترین خارجی فصل قبل لیگ!

مازیار زارع:همه کاره ملوان احتیاج به صحبت دیگه ای نیست!

ابراهم توره:مهاجم فصل قبل پیکان پرسپولیسیها از تور استقلال در اوردن!

هادی نوروزی:مهاجم فصل قبلداماش اونقدر گل زد در لیگ یک که پرسپولیسی شد!

سید محمد علوی:هافبک سابق تیم ملی از پاس همدان به پرسپولیس اومد!

الونگ الونگ:بعد از مدتها کش مکش با پرسپولیس 2 ساله تمدید کرد!

دو بلاتکلیف!

محمد نصرتی:خودشم نمیدونه چیکا میکنه!

بهادر عبدی:!!!!!

+ نوشته شده در  یازدهم مرداد 1387ساعت 1:26  توسط علی | 
                                    

                                                

                                                               عمو خسرو

                                                           

بعضی انتخابها تعارف بردار نیس.از اظهار نظرهای محتاطانه اصلا خوشم نمیاد!از نظر من علی پروین سلطانه.

عابدزاده هم بهترین دروازه بان تاریخ ماست نه یکی از بهترینها.

من داریوش مهرجویی رو بهترین فیلمساز سینمای ایران میدونم وبنظرم اگه بخوایم بگیم او یکی از

بهترینهاست ظلم بزرگیست به مهرجویی بزرگ.

خسرو شکیبایی هم بدون شک بهترین بازیگر تاریخ سینمای ماست وجای بحثی هم نداره.

نمیدونم چرا بعضیها حاضر نیستن دست از تعارف بردارن و تو حرفاشون از بهترین استفاده نمیکنن

وهمیشه میگن یکی از بهترین ها.اره عمو خسرو بهترین بود.

عمو خسرو نه اموزشگاه افتتاح کردنه مدرس بازیگری بود نه هوس کارگردانی به سرش زد و نه تصمیم

گرفتبا استفاده از تجربه های زیادش به شغل بازیگردانی رو بیاره!

اره عمو خسرو فقط بازیگر بود.

راحت گریه کن اینجا همه مثل تو هستند.

عمو خسرو انگونه بود که به این زودیها نتوان برایش اشک ریخت.

عمو خسرو هم خواستنی بود هم ماندنی.

یا علی.........

                                                    ع

+ نوشته شده در  دهم مرداد 1387ساعت 3:51  توسط علی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تو این وبلاگ در همه موردی صحبت میشه ورزش مخصوصا(فوتبال)سیاست,اقتصاد,دوستی,موسیقی
و بازم موسیقی
خلاصه همه چی
حمايت رسمي از ميرحسين موسوي

نوشته های پیشین
88/02/01 - 88/02/31
87/10/01 - 87/10/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
آرشیو موضوعی
اخبار
نویسندگان
علی
میز بزرگ
پیوندها
کلوب
ناصریا
سیاورشن
وبلاگ شخصی گل مینا
عمران طاهری
بزرگترین وبلاگ طرفداران گوگوش
موسیقی هرمزگانی
خانه ی موزیک ایران
بندرعباس
دانلود برنامه
سینما زندگیست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ali